مراد على شمس

237

با علامه در الميزان ( فارسى )

مىدادند » « 1 » و نيز آيات ديگر . « 2 » پس در عين اينكه ملكيت و حكم براى خدا است ، ديگران هم به اذن او داراى حكم هستند - مانند دنيا - با اين تفاوت كه در دنيا حكم خداوند براى همهء افراد ثابت و ظاهر و خلاصه مورد قبول نبود ، و در آخرت به‌طور عيان ظاهر گشته ديگر كسى دربارهء آن دچار شك و يا خطا نخواهد شد . اين است آن معنايى كه ما از آيات كريمه قرآن دربارهء اصحاب اعراف مىفهميم . « 3 » س 210 - اصول اقوال و نظرياتى كه در مسألهء رجال « اعراف » وجود دارد چند قول است ؟ آنها را بيان كنيد . ج - سه قول است كه عبارتند از : اوّل اينكه مراد از رجال اعراف صاحبان مقام و منزلت است ، چيزىكه هست بعضى گفته‌اند دارندگان اين مقام و منزلت ، انبياء عليهم السّلام هستند ، و بعضى گفته‌اند گواهان بر اعمالند ، و بعضى گفته‌اند علماء و فقهايند ، و بعضى گفته‌اند اشخاص ديگرى هستند . دوم اينكه آنها كسانى هستند كه نه حسناتشان بر سيئاتشان ترجيح دارد و نه سيئاتشان بر حسناتشان . سوم اينكه آنها ملائكه هستند . اغلب مفسرين قول دوم را اختيار كرده و عمده چيزىكه به آن استناد

--> ( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 103 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء مؤمن ، آيهء 51 ؛ سورهء زخرف ، آيهء 86 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 156 .