مراد على شمس
224
با علامه در الميزان ( فارسى )
داشتهاند يك طايفه موحّد بودهاند كه مىگفتند روح بعد از مفارقتش از بدن دوباره در روز قيامت به بدنها برمىگردد طائفه ديگر مشرك بودند و مىگفتند روح اصلا مغاير بدن است ، و در هنگام مرگ از بدن جدا مىشود ، و ليكن به بدن ديگرى مىپيوندد ، آرى عموم بتپرستان اعتقادشان اين است كه آدمى با مرگ دستخوش بطلان و نابودى نمىگردد ، و ليكن به بدن ديگرى ملحق مىشود و اين همان تناسخ است . پس در چنين عصرى حدوث چنين حادثهاى جاى شك و ريبى باقى نمىگذارد كه اين داستان آيتى است الهى كه منظور از آن از بين بردن شك و ترديد دلها است ، درخصوص امر قيامت ، و منظور آوردن آيتى است تا بفهمند كه آن آيت ديگر ( قيامت ) نيز ممكن است و هيچ استبعادى ندارد . از همينجا است كه در نظر ، قوى مىآيد كه اصحاب كهف بعد از چند ساعتى كه مردم از حال آنان واقف شدند از دنيا رفته باشند ، و منظور خداى تعالى همين بوده باشد كه آيتى از خود نشان داده دهان به دهان در بين بشر منتشر شود تا درباره قيامت تعجب و استبعاد نكنند . « 1 » س 198 - خداوند متعال از زبان مردم و اختلاف اقوال آنان در خصوص عدد اصحاب كهف چه فرموده است ؟ ج - خداى تعالى در آيهء شريفهء « سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ . . . وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » « 2 » اختلاف مردم را در عدد اصحاب كهف و اقوال ايشان را ذكر فرموده ، و بنا به آنچه كه خداوند در قرآن نقل كرده - و قوله الحق - مردم سه قول داشتهاند كه هريك مترتب بر ديگرى است ، يكى اينكه اصحاب كهف سه نفر بودهاند كه
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 13 ، ص 369 . ( 2 ) . سورهء كهف ، آيهء 22 .