مراد على شمس

191

با علامه در الميزان ( فارسى )

آيا مىتوانيد براى اين جواب نقضى كه ما بر شما وارد كرده‌ايم پاسخ بدهيد ؟ نه ، هرگز ، و جز اين نمىتوانيد عذر بياوريد كه در پاسخ ما بگوئيد : « به اين جهت نظام دموكراتيك نتوانسته است شما را اصلاح كند كه شما به دستورات نظام دموكراتيك عمل نكرديد ، تا آثار خوبى در شما به جاى گذارد » و اگر اين جواب شما درست است ، چرا درمورد مكتب اسلام درست نباشد ؟ و از اين نيز بگذريم و فرض كنيم كه ( العياذ بالله ) اسلام به خاطر سستى بنيادش نتوانسته در دلهاى مردم راه يافته و در اعماق جامعه به‌طور كامل نفوذ كند و درنتيجه حكومتش در جامعه دوام نيافته و نتوانسته است به حيات خود در اجتماع اسلامى ادامه دهد ولى روش دموكراسى كه يك روش جهانى پسنديده‌اى بود چرا پس از جنگ جهانى اول از روسيه رخت بربست و به جايش « كمونيسم » نشست ؟ و نيز پس از جنگ جهانى دوم در كشورهاى چين و لتونى و استونى و ليتوانى و رومانى و مجارستان و يوگسلاوى و غيره تسليم « كمونيسم » ، كه در ساير كشورها نيز نفوذى كرده و آنها را تهديد مىكند شد ؟ و چرا همين كمونيسمى كه نزديك به چهل سال از عمرش گذشته و تقريبا بر نيمى از جمعيت دنيا حكومت مىكرد و پس از اين همه باليدن و افتخارى كه رؤسا و مبلغين آن مىنمودند و آن را يگانه قانونى كه نه تحكم استبداد و نه استعمار « دموكراسى » دارد معرفى مىكردند و ممالكى را كه نظام كمونيستى بر آن حاكم بود بهشت موعود معرفى مىكردند ، اما ناگهان همان مبلغين و سردمداران دو سال قبل [ مرحوم استاد علامه طباطبايى اين مطالب را در سال 1335 شمسى نوشته‌اند ] حكومت « استالين » يگانه پيشواى « كمونيسم » را كه