مراد على شمس

187

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 166 - چه پاسخى به اشكال سوم وارد بر ، « تعدد زوجات » ، مبنى بر اينكه « قانون تعدد زوجات مردان را به شهوت و هوس ترغيب مىنمايد و اين غريزهء حيوانى ( شهوت ) را در جامعه گسترش مىدهد » . داده شده است ؟ ج - اين اشكال از روى بىتوجهى در روش تربيتى اسلامى و هدف‌هاى اين شريعت شده است ! تربيت دينى زن‌ها در اجتماع اسلامى به آن عفت و حيا كه اسلام مىپسندد ، زنان را طورى بار مىآورد كه خودبه‌خود شهوت در آنان كمتر از مردان مىشود ، ( بر خلاف آنچه شايع شده كه شهوت زن‌ها بيشتر است و حرص آنها به زينت و جمال و خودآرايى دليل اين گرفته‌اند ) ، و ادعاى ما آن‌قدر روشن است كه مردان مسلمانى كه با زنان متدين و تربيت شده در دامن پدر و مادر دين‌دار ازدواج كرده‌اند ، كمترين ترديدى در آن ندارند . پس روى هم رفته ، شهوت جنسى مردان معادل است با شهوتى كه در يك زن ، بلكه دو زن و سه زن وجود دارد . از طرف ديگر يكى از عنايات اسلام اين است كه در ناحيهء اقتضاءات لازم طبع و خواهش‌هاى حتمى نفس محروميتى ايجاد نشود ، خواستهء شهوت مردان انباشته نشود تا سر به فحشاء و منكرات بزند ، و يك زن چه بسا به مقدار ثلث دوران مصاحبتش با مرد از قبيل ايام عادت ، و بعضى ايام حمل و وضع و شيرخوارگى و . . . از عمل نزديكى معذور باشد ، و دانستيم كه اسلام اجتماع خود را براساس حيات عقلى بنا مىنهد نه زندگى احساسى ، و لازمهء اين معنى اين است كه در دفع حاجت غريزى شهوت شتاب شود ، بنابراين باقى ماندن مرد بر حالت احساسى حالتى كه او را به بىبندوبارى در خواسته‌ها و خاطرات زشت مىكشاند ، نظير عزب بودن و امثال آن ، از نظر