مراد على شمس
179
با علامه در الميزان ( فارسى )
نموده « 1 » ، و تمام محذورهايى را كه متوجه اين تنفيذ مىشود اصلاح نموده و فرمود : « وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ، « 2 » با رعايت معروف امورى كه به نفع زنان است به اندازه و مثل امورى كه بر ضرر ايشان است خواهد بود » . « 3 » س 163 - اشكالاتى كه مسيحيان و متمدنين طرفدار تساوى « حقوق زن و مرد » بر اسلام درخصوص « جواز تعدد زوجات » وارد كردهاند چه نوع اشكالاتى است ؟ ج - بر مسأله « جواز از تعدد زوجات » چند اشكال كردهاند كه عبارتند از : 1 - آثار بدى در اجتماع مىگذارد ، عواطف زنها را جريحهدار مىكند ، و اميدشان را نااميد مىسازد ، حس محبتشان را به حس انتقام تبديل مىكند و درنتيجه ديگر به كار خانه نمىپردازد و از تربيت فرزندان شانه خالى مىكند ، در مقام تلافى برمىآيد و به مردان اجنبى زنا مىدهد . 2 - تعدد زوجات خلاف عمل مشهور طبيعت است ، آمار ملتها و نسلها نشان مىدهد كه دو طايفهء مرد و زن تقريبا تعدادى مساوى دارند ، بنابراين آنچه كه طبيعت مهيا كرده اين است كه يك زن براى يك مرد ، مخالفت با آن مخالفت با غرض طبيعت است . 3 - قانون تعدد زوجات مردان را به شهوت و هوس ترغيب مىنمايد و اين غريزهء حيوانى ( شهوت ) را در جامعه گسترش مىدهد . 4 - اين قانون موقعيت اجتماعى زنان را در جامعه پايين مىآورد ، و در حقيقت ارزش چهار زن را معادل با ارزش يك مرد مىكند و اين خود يك
--> ( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 3 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 228 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 291 .