مراد على شمس
152
با علامه در الميزان ( فارسى )
ارتكاب گناهان و جرائم حفظ مىكند ، و ديگر با داشتن آن ملكه صدور گناه حتى گناه صغيره از ايشان محال مىشود . و فرق « عصمت » و « ملكه عدالت » همين است ، با اينكه هر دوى آنها از صدور و ارتكاب گناه مانع مىشوند ، از اين جهت باهم فرق دارند كه با ملكه عصمت صدور معصيت ممتنع مىشود ، ولى با ملكه عدالت ممتنع نمىشود . و اين عده از پروردگار خود چيزهايى اطلاع دارند كه ديگران ندارند ، و خداوند هم اين معنا را تصديق نموده و فرموده : « سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ » . « 1 » و نيز محبت الهى ايشان را وامىدارد به اينكه چيزى را جز آنچه كه خدا مىخواهد نخواهند ، و به كلّى از نافرمانى او منصرف شوند ، همچنانكه اين را نيز در قرآن تقرير نموده ، و در چند جاى از آن فرموده است : « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ، « 2 » به عزّت تو قسم كه همگيشان را گمراه مىكنم ، مگر آنها كه بندگان خاص توأند . » « 3 » * اخلاق س 134 - منظور از « علم اخلاق » چيست ؟ ( بحث اخلاقى ) ج - علم اخلاق عبارت است از فنى كه پيرامون ملكات انسانى بحث مىكند ، ملكاتى كه مربوط به قواى نباتى و حيوانى و انسانى اوست ، به اين
--> ( 1 ) . سورهء صافات ، آيات 159 و 160 . ( 2 ) . سورهء صاد ، آيات 82 و 83 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 219 و 220 . [ با تصرف ]