مراد على شمس

140

با علامه در الميزان ( فارسى )

شخصيت را با ساير شخصيت‌هاى ديگر جهان مىسنجيدند ، معلوم مىشد كه از تمدّن غربىها به شگفت درمىآيند و يا از توحش آنان ! « 1 » * اجل س 118 - منظور از « اجل مسمّى » و « اجل غيرمسمّى » چيست ؟ ج - اجل مسمّى همان اجل محتومى است كه در امّ الكتاب ثبت شده ، و اجل غيرمسمّى آن اجلى است كه در لوح محو و اثبات نوشته شده است . و نسبت اجل مسمّى به اجل غيرمسمّى نسبت مطلق و منجز است به مشروط و معلّق ، به اين معنا كه ممكن است اجل غيرمسمّى به خاطر تحقق نيافتن شرطى كه اجل معلّق بر آن شرط شده تخلّف كند و در موعد مقرر فرانرسد ، و لكن اجل حتمى و مطلق راهى براى عدم تحقق آن نيست ، و به هيچ وجه نمىتوان از رسيدن آن جلوگيرى نمود . « 2 » س 119 - تشخيص « اجل مسمّى » از « اجل غيرمسمّى » درخصوص افرادى كه به نحوى مىميرند ، براى چه كسانى ممكن و ميسر است ؟ ( بحث روايتى ) ج - در تفسير عياشى از حصين از ابى عبد اللّه عليه السّلام در ذيل جملهء : « قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ » روايت شده كه امام عليه السّلام پس از بيانى فرمود : اجل اوّل اجلى است كه خداوند ملائكه و فرستادگان و انبيا را بر آن آگهى داده ؛ و اجل دوم

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 167 و 168 . [ با تلخيص و تصرف ] ( 2 ) . الميزان ؛ ج 7 ، ص 9