مراد على شمس

113

با علامه در الميزان ( فارسى )

يَحْضُرُونِ » « 1 » و نيز احتمالا آيهء ديگرى « 2 » به اين مطلب اشاره دارد . « 3 » س 93 - به‌طور خلاصه جايگاه « ابليس » و « ملائكه » و « آدم » را در ارتباط با يكديگر در عالم هستى چگونه مىتوان ترسيم و تصور نمود ؟ ج - خلاصه بحث اين است كه : ابليس موجودى است از آفريدهاى پروردگار كه مانند انسان داراى اراده و شعور بوده و بشر را دعوت به شرّ نموده و او را به سوى گناهان سوق مىدهد . اين موجود قبل از اينكه انسانى به وجود آيد ، با ملائكه مىزيسته و هيچ امتيازى از آنان نداشته است و پس از اينكه آدم عليه السّلام پا به عرصه وجود گذاشته وى از صف فرشتگان خارج شده بر خلاف آنان در راه شرّ و فساد افتاد ، و سرانجام كارش به اينجا رسيد كه تمامى انحراف‌ها ، شقاوت‌ها ، گمراهىها و باطلى كه در بنى نوع بشر به وقوع بپيوندد همه به يك حساب مستند به وى شود ، برعكس ملائكه كه هرفردى از افراد بشر به سوى غايت سعادت و سرمنزل كمال و مقام قرب پروردگار راه يافته و مىيابد هدايتش به يك حساب مستند به آنها است . « 4 » س 94 - گيريم ، در اينكه خداوند ابليس را لعنت فرستاد و عقابش را واجب فرموده مصلحتى باشد ، امّا مسلّطكردن او بر اغواى فرزندان آدم چرا ؟ ج - جوابش از آنچه [ در چند سؤال پيشين ] گذشت معلوم است ، زيرا گفتيم هدايت و عمل حق و اطاعت و امثال آن وقتى محقق مىشود كه ضلالت و

--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 98 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء شعراء ، آيهء ، 223 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 51 و 52 . [ با تصرف ] ( 4 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 51 .