الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )

47

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )

اخلاق وى داشتيم - نرسيد . در همين چارچوب ، " آيت الله قمى " خود طى مصاحبه‌اى مطبوعاتى كه يكى از روزنامه‌هاى مصرى با وى داشت مىگويد : « مايلم خاطرنشان سازم كه من كارمند هيچ مقام يا طرفى يا دولتى نيستم ؛ من از راه اين فراخوان - فراخوان به تقريب - ارتزاق نمىكنم ، من كشاورزى هستم كه با دسترنج و تلاش ذهنى و عرق جبين خود زندگى مىكنم ؛ هيچ كس بحمدالله و المنه ، دستى بر من ندارد ، من هنوز هم لحظه‌اى را به‌خاطر مىآورم كه براى نخستين بار طى حدود چهل سال پيش به " قاهره " رسيدم ؛ در آن شب تنها بودم ، رو به آسمان كردم و گفتم : خداوندا ، به كشورى و شهرى آمده‌ام كه هيچ كس را در آن نمىشناسم ، كسى هم مرا نمىشناسد ، پروردگارا ، تو مىدانى كه براى چه سفر كرده‌ام و چرا غريب هستم و چرا به ايده‌هاى خود باور دارم . . . بنابراين كمكم كن . و اكنون مىتوانم بگويم : خداوند يارىام كرده است . امروزه ، تحول عظيمى اتفاق افتاده است ؛ اكنون مذاهب شيعه در برنامه‌هاى فقهى الازهر ، تدريس مىشود ؛ از ديدگاه‌هاى فقهاى شيعه در قوانين احوال شخصى مصر بهره مىبرند . كتاب‌هاى فقه و تفسيرى كه علماى شيعه نگاشته‌اند ، در مصر چاپ و منتشر مىشود . همهء اينها در پى تلاش‌هاى سترگ و مقدسى اتفاق افتاده كه شمار بسيارى از علمايى كه دل و مغز خود را بر آنچه مىگوييم گشودند ، مبذول داشتند . » « 1 » از اين سخن كه حقايق تاريخى نيز آن‌را تأييد مىكنند ، روشن مىشود كه اين مرد ، در روابط خود هرگز تابع ارادهء كسى يا طرفى نبوده و تنها براساس آنچه وظيفه دينىاش ايجاب مىكرده ، و نيز بر پايهء تمايل شديد خود در معرفى مذهب اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش آن در همهء محافل و سطوح ، حركت مىكرده است . او به‌دنبال پى بردن به اصالت و واقعگرايى انقلاب اسلامى در ايران ، موضع تأييدآميزى نسبت به آن اتخاذ كرد و نامه‌اى در توضيح موضع خود ، نسبت به اين

--> ( 1 ) . روزنامهء " الاخبار " ، به‌تاريخ 19 آوريل 1976 م .