الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )

41

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )

هدف من دفاع از اصلى است كه فراخوان " تقريب " مطرح كرد و آن : زندگى مسالمت آميز و برادرانهء مسلمانان با يكديگر و جلوگيرى از گسترش اختلاف و شكاف ميان آنها و عدم حمله عليه آنان و كوشش در راستاى جمع كلمهء ايشان . . . » " آيت الله قمى " خود داستانى را نقل مىكند كه نشانگر مواضع سرسختانه وى عليه كسانى است كه در پى خدشه‌دار ساختن روابط ميان مسلمانان و بهره‌بردارى از اختلاف‌هاى آنان مىباشند ؛ وى در اين زمينه كمترين تعارف يا مسامحه‌اى نيز در موارد متناقض با اهدافى كه زندگى و انديشه‌اش را وقف آن كرده است ، نمىشناسد . او در مصاحبه‌اى با يكى از روزنامه‌هاى مصرى مىگويد : « با " لويى ماسينيون " خاورشناس معروف - هنگامى كه در قاهره اقدام به بازديد غيرمنتظره‌اى از " دارالتقريب " در ابتداى تأسيس داشت - آشنا شدم . او آمده بود تا دربارهء هدف و رسالت " دارالتقريب " جويا شود . سپس او را در محفلى كه " دكتر حسنين هيكل " نيز حضور داشت ، ملاقات كردم . او شروع به سخن كرد و به گمان اينكه سخنانش خشنودم مىسازد ، دربارهء پژوهش‌هاى جديدى كه دربارهء " فاطمة زهرا " ( سلام الله عليها ) و بحثى كه در مقايسهء وى با " حضرت مريم " و پژوهشى در حق وى در وراثت پيامبر داشت ، صحبت كرد . حاضران وقتى با پرسش من حاكى از انكار صداقت وى در دفاع از " حضرت فاطمه " و حق ارث وى روبه‌رو شدند ، يكه خوردند . به او گفتم : اين‌همه شور و شوق شديد شما نسبت به " فاطمه " براى چيست حضرت آقا ؟ موضوع را به خودمان واگذاريد و در زمين پاك مسلمانان ، بذر تفرقه و نفاق نكاريد ؛ بهتر آن‌است كه شما با توجه به موقعيت و مقامى كه در كشور خود داريد از دولت متبوع خود بخواهيد به آزار و شكنجه مسلمانان الجزايرى پايان بخشد . در آن زمان فرانسه در حال جنگ خانمان‌سوزى با الجزاير بود . . . » « 1 » ايشان در يكى از مقالات خود در مجلهء " رسالة الاسلام " ، به انتقاد از كتابى با عنوان :

--> ( 1 ) . به نقل از مجلهء " روزاليوسف " ، شماره مورخ 12 ژانويه 1976 م .