الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )
28
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )
ازتحقق آن گردد ، زيرا مهمترين مسئله در نظر ايشان ( عليهم السلام ) وحدت مسلمانان و پيوستگى و همبستگى آنهاست . علما و پيروان اهل بيت ( عليهم السلام ) - به رغم تبليغات زهرآگينى كه عليه مسلمانان و ظلم و ستمى كه عليه اين مذهب و علماى بزرگوار آن جريان دارد - بر همين خط سير و با استناد به همين اصول ، حركت كردند . از جمله شواهد تاريخى در عرصهء " تقريب " در دوران كنونى ما ، كوششهايى است كه " سيد جمال الدين حسينى اسدآبادى " معروف به افغانى در راه وحدت مسلمانان و تحكيم صف آنان در رويارويى با دشمنانشان - طى دوران اشغال جهان اسلام از سوى اروپا - بهعمل آورد . او فعاليتهاى فشردهاى در اين عرصه بهعمل آورد كه باعث شگفتى همگان گرديد ؛ طرح " وحدت اسلامى " او ، تمامى انديشه و رفتارهايش را فراگرفته بود . او از كشورى به كشور ديگر مىرفت و همه جا مسلمانان را به وحدت و اتحاد فرامىخواند و توجه ايشان را به دشمن مشتركى كه براى اسلام و مسلمانان جز شر و مفسده انگيزى نمىخواهد ، جلب مىكرد . از جمله كسانى كه درد جهان اسلام را داشت و راه اهل بيت ( عليهم السلام ) و مسير " سيد جمال الدين حسينى اسدآبادى " را پى گرفت ، " شيخ محمدتقى قمى " بود كه در شمار برجستهترين مردان " تقريب " به شكل و فرم كنونى آن . . و نخستين پايهگذار " دارالتقريب " پرشكوهى قلمداد مىشد كه در اين زمينه با كوششى بىنظير ، نخستين گام را در جهت وحدت و تقريب مذاهب اسلامى ، برداشت .