الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )
11
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )
سخن مركز مىتوان شخصيتهايى را ديد كه در عرصهء انديشه و قلم به مرتبهء والايى دست يافتند و در كشورهاى خويش انديشمندان و نويسندگان برجستهاى شدند و ديگرانى كه در زمينههاى دانش به مهارت و چيرگىهايى رسيدند ؛ دانشمندان برجستهاى كه رسانههاى نوشتارى و ديدارى و شنيدارى كشورشان ، اخبار مربوط به ايشان را با اشتياق هرچه تمامتر به آگاهى شنوندگانشان مىرسانند ؛ همچنانكه مىتوان سرآمدانى در ميدان فقه و شريعت را يافت كه فقهاى گرانقدر و متشرعان والامقامى شدند و از احترام و ستايش هم مذهبان خود بهرهمند گرديدند و به همين ترتيب در ابعاد سياسى ، فلسفى ، جامعه شناسى ، اقتصاد و ديگر علوم و معارف انسانى و نظرى . ولى اينكه كسى را بيابى كه به سرزمينهاى دورى سفر كند و در عرصههاى انديشه و فرهنگ و قلم به چنان مقامى رسد كه چون ستارهاى در آسمان اين سرزمينها بدرخشد و به زبان ديگران - و نه به زبان مادرى خود - بنويسد و وارد گود علما و بزرگان فقه و اصول شريعت مذهبى جز مذهب خويش گردد و ستايش آنانرا برانگيزد ، از چنين شخصيتى هرگز نمىتوان چشم پوشيد ، و نيكوتر آنكه با وى آشنا شويم و در وى انديشه كنيم ! چه بسا برخى گمان كنند كه اين ، سخنى گزاف و بهدور از واقعيت و يا نوعى خيالپردازى است ! هرگز ! هيچ مبالغه يا گزافهگويى نيست اگر بگوييم مردانى هستند كه نظريهء « عزلت و انزواى » قومى يا مذهبى را پشت سر گذارده و به دورترين مرزها رسيدند و به شايستگى تمام در دنياى اسلام - خاستگاه انديشهء و الا و فرهنگ هدفمند - به حركت درآمدند و از برجستگان آن گشتند و جايگاه برجستهاى در عرصهء علوم مقايسهاى يافتند و از جمله كسانى بودند كه اخلاق والاى محمدى و فرهنگ " تقريبى " راهنمون را ، تجلى و تجسّم بخشيدند . چنين كسان به اين نيز بسنده نكردند و دارايى معنوى خود را بر دوش كشيدند و