سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

72

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مىرسد و جرم او در هنگام ديدن كارهاى ناپسندش آشكار مىگردد ، « و شهدت عينه بنظره » ؛ چشم او بدانچه ديده است گواهى مىدهد ، « و يده ببطشه » ؛ و دست او به هر جا دراز شده است شهادت مىدهد ، « و رجله بخطوه و فرجه بلمسه و جلده بمسّه » ؛ پايش به هر كجا رفته و فرجش با هر كس و ناكسى تماس حاصل كرده و پوستش بهر جا ماليده شده - به نفع يا ضرر او - گواهى مىدهند ، « و تهدّده منكر و نكير » ؛ « نكير » و « منكر » او را در برابر اعمال ناپسند تهديد مىكنند ، « فكشف له عن حنث يسير » ؛ و پرده از گناه اندك يا قسم ناچيزى كه گفته است برداشته مىشود ، « فسلسل جيده و غلغل يده » ؛ آنجاست كه زنجير به گردن و غل بدست مىبندند ، « و سيق بسحب و حدّة فورد جهنّم بكرب و شدّة » ؛ و او را به سختى هر چه تمامتر مىكشانند پس با ناراحتى و شدت به دوزخ مىاندازند ، « فظل يعذّب في جحيم و يسقى ضربة من حميم يشوى وجهه و يسلخ جلده » ؛ در دوزخ به شكنجه گرفتار مىشود و از آب بسيار جوش آمده مىآشامد كه صورتش را بريان مىكند و پوستش را مىكند ، « يضربه ملك بمقمع من حديد » ؛ و فرشته‌اى او را با گرز آهنين مىزند ، « يعود جلده بعد نضجه كجلد جديد » ؛ پوست بدن او پس از بريان شدن دوباره به صورت پوست تازه‌اى ظاهر مىگردد ، « فيستغيث فيعرض عنه خزنة جهنّم » ؛ فرياد مىزند و موكَّلان دوزخ از او روى برمىگردانند ، « و يستصرخ فلم يجب » ؛ دادخواهى مىكند پاسخى نمىشنود ، « ندم حيث لم ينفعه ندم » ؛ پشيمان مىشود در حالى كه پشيمانى سودى ندارد ، « فيلبث حقبة » ؛ هشتاد سال در دوزخ درنگ مىكند ! « نعوذ بربّ قدير من شرّ كلّ مصير » ؛ پناه مىبريم به پروردگار توانا از شرارت هر گونه سرانجام ناپسند ، « و نسئله عفو من رضى عنه » ؛ از او مىخواهيم تا ما را به گونهء آنهائى كه از ايشان خرسند است مورد عفو خويش قرار بدهد ، « و مغفرة من قبل منه » ؛ و ما را به گونهء آنهائى بيامرزد كه آمرزش آنها را پذيرفته است ، « فهو ولىّ