سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
48
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و اظهار مىدارد كه « ابن جرير » در « تهذيب الآثار » به نقل آن پرداخته است . [ همان كتاب 2 / 462 ] به سند خود ، از « سعيد بن وهب » از « عبد اللَّه » نقل مىكند كه داناترين مردم مدينه به امور ارث و مسائل آن ، على بن ابيطالب عليه السّلام است . مؤلف گويد : « ابن عبد البرّ » حديث مزبور را به طريق ديگر ، از « مغيره » روايت مىكند و مىگويد : گفتار هيچيك از صحابه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در ارتباط با مسائل ارث ، استوارتر از گفتار على بن ابيطالب عليه السّلام نبوده است ؛ در حالى كه خود « مغيرة » در امور ارث از افراد بنام مىباشد . مؤلف گويد : « محب طبرى » هر دو حديث را در [ الرياض النضرة 2 / 194 ] آورده است و گفته كه « قلعى » هر دو حديث را نقل مىنمايد . [ سنن بيهقى 5 / 59 ] به سند خود ، از « عمرو » از « ابو جعفر » روايت كرده است ، هنگامى كه « عبد اللَّه بن جعفر » در حال احرام دو جامهء كهنه پوشيده بود ، « عمر بن خطَّاب » - كه او را با چنان هيئتى مشاهده كرد كه به لباس ژنده درآمده است - از وى پرسيد : اين چه لباسى است پوشيدهاى ؟ ! حضرت على عليه السّلام كه حضور داشت فرمود : گمان ندارم كسى باشد كه بتواند سنن الهى را به ما بياموزد ! « عمر » از شنيدن اين سخن ساكت ماند و چيزى نگفت . مؤلف گويد : پاسخ حضرت مولا در رابطه با اعتراض « عمر » ، دليل بر آنست كه حضرت مولا عليه السّلام از چنان لباسى كه « عبد الله » پوشيده بود ، ناراضى نبود و « عبد اللَّه » هم از لحاظ شرع ، مرتكب خلافى نشده بود ؛ چنان كه سكوت « عمر » پس از شنيدن بيان حضرت على عليه السّلام ، دليل روشنى است كه وى اطمينان داشته است كه حضرت مولا على عليه السّلام از همه مردم به سنت الهى ، داناتر است و سزاوار نيست ديگرى به حضرت مطلبى بياموزد . [ هيثمى در مجمع 9 / 116 ] از « عبد اللَّه بن مسعود » نقل كرده است ،