سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

43

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

آنگاه « سعد » رو به قبله ايستاد و دستها را به آسمان بالا برد و گفت : پروردگارا ! اين شخص ، از وليّى از اولياى تو نكوهش مىكند و به وى ناسزا مىگويد ، اين مردم تا از اين محل حركت نكرده‌اند ، قدرت خودت را نشان بده و اين شخص را به مكافات عملش برسان . « قيس » گفته است : به خدا سوگند ! هنوز مردم پراكنده نشده بودند ، اسبش رم كرد و او را از روى زين در ميان دكانهاى روغن فروشان انداخت ، سرش شكافت و مغزش فرو ريخت و مرد ! « حاكم » مىگويد : اين حديث بنا به رأى « بخارى » و « مسلم » ، صحيح است . [ مسند امام احمد حنبل 5 / 26 ] به سند خود ، از « معقل بن يسار » نقل مىكند كه در يكى از روزها ، پس از آنكه آب وضو براى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله حاضر كردم وضو گرفت و فرمود : فاطمه بيمار است آيا مىخواهى به عيادتش برويم ؟ گفتم : آرى ، يا رسول الله ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه به من تكيه مىداد از جاى برخاست و فرمود : سنگينيى كه از ناحيهء تكيه كردن من احساس مىكنى به زودى ديگرى متحمل خواهد شد و پاداش آن از آن تو خواهد بود . گفتنى است با آنكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به من تكيه داشت ليكن به هيچوجه احساس سنگينى در خود نمىكردم ! با همان حالت به خانهء فاطمه عليها السّلام وارد شديم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به فاطمه عليها السّلام ، فرمود : خودت را چگونه مىيابى ؟ عرض كرد : به خدا سوگند ! در حالى خود را مشاهده مىكنم كه اندوهم فراوان و دردم بسيار است . « ابو عبد الرحمن عبد الله بن احمد بن حنبل » اظهار مىدارد كه اين حديث را به خط پدرم ديدم و در آن آمده است ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به حضرت زهرا عليها السّلام ، فرمود : آيا خرسند نيستى كه تو را به همسرى بزرگوارى در آوردم كه از همه پيشتر ، دين اسلام را برگزيد ، و علمش از همه بيشتر ، و بردباريش از همه زيادتر است . مؤلف گويد : « متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 153 ] آورده است