سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
112
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
سوگند ! اگر آنچه صلاح من است در اين رابطه كه از بيت المال استفاده كنم ، با من در ميان نگذاريد ، طوقى به گردن شما مىافكنم به گونه طوق كبوتر . امير المؤمنين على عليه السّلام در پاسخ او فرمود : به اندازهء نيازى كه در حد ضرورت دارى بامداد و شامگاهان از بيت المال استفاده كن . « عمر » پيشنهاد حضرت على عليه السّلام را تصديق كرد . [ همان كتاب 2 / قسم 2 / 102 ] به سند خود ، از « سعيد بن مسيّب » روايت مىكند كه معمول « عمر » آن بود در هر گونه گرفتارى كه برايش رخ مىداد ، وجود حضرت على عليه السّلام را مغتنم مىشمرد و از اينكه حضرت على عليه السّلام در رفع آن مشكل دستى نداشته باشد به خدا پناه مىبرد . مؤلف گويد : اين حديث را « ابن اثير » در [ اسد الغابة 4 / 22 ] ، « ابن حجر » در [ اصابة 4 / قسم 1 / 270 ] و در [ تهذيب التهذيب 7 / 327 ] ، « ابن عبد البرّ » در [ استيعاب 2 / 461 ] ، « متقى » در [ كنز العمال 5 / 241 ] ، « ابن سعد » و « مروزى » در « العلم » ، روايت كردهاند . [ شرح معانى الآثار طحاوى در كتاب قضا 2 / 294 ] از « سماك » از آزاده شدهاى از « بنى مخزوم » نقل كرده است دو مرد در يك طهر با زنى همبستر شدند . در نتيجهء آن عمل ، آن زن آبستن شد و معلوم نبود كه كودك از آن كيست و به كداميك از آن دو مرد انتساب دارد . در اين رابطه با يكديگر به مخاصمه برخاستند و براى رفع نزاع پيش « عمر » رفتند . « عمر » گفت : نمىدانم براى رفع مخاصمت شما چگونه داورى كنم ؟ بهتر آنست حضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شويد و از او داورى بخواهيد . ياد شدگان بحضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شدند و جريان را به عرض حضرتش تقديم داشتند . على عليه السّلام فرمود : آن كودك از هر دوى شما به شمار مىآيد ، بطوريكه از شما ارث مىبرد و شما از او ارث مىبريد و از بازماندگان شما محسوب مىشود .