سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
7
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
پسر عباس ! اكنون بخاطر مطلبى كه به تو بايد گوشزد كنيم ، نزد تو آمدهايم . اينك يا از محل خويش برخيز و با ما بيا تا آنچه را در نظر داريم به اطلاع تو برسانيم ، و يا از ايشان كه در كنار تو نشستهاند درخواست كن كه ما را با تو تنها بگذارند ! « ابن عباس » گفت : من با شما مىآيم . « ابن عباس » كه هنوز بينائيش را از دست نداده بود ، همراه آنان رفت . مطالبى بين آنها ردّ و بدل شد كه ما از چگونگى آنها خبردار نبوديم . طولى نكشيد « ابن عباس » - در حالى كه از شدت ناراحتى لباسش به زمين كشيده مىشد - بازگشت و گفت : اف بر آنها و تف بر ايشان ! از بزرگوارى نكوهش مىكردند كه داراى ده خصلت كمال است ( و حديث را تا آنجا ادامه داده كه ) رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به عموزادگانش ، فرمود : كداميك از شما حاضريد امور دنيا و آخرت مرا عهدهدار شويد ؟ همان روز هم على عليه السّلام در كنار رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نشسته بود ، هنگامى كه مشاهده كرد آنان حاضر نشدند امور آن حضرت را به عهده بگيرند در پاسخ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، عرض كرد : من حاضرم كه امور دنيا و آخرت شما را به عهده بگيرم ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرى ، تو در دنيا و آخرت ولىّ من هستى . بار ديگر به مردى توجه كرده فرمود : كداميك از شما حاضريد كه امور دنيا و آخرت مرا به عهده بگيرد ؟ هيچ كدام پاسخى ندادند . اين بار هم حضرت على عليه السّلام به عرض رسانيد : من امور دنيا و آخرت شما را به عهده مىگيرم ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرى ، تو ولىّ دنيا و آخرت من هستى . مؤلف گويد : « نسائى » اين حديث را در [ خصائص ص 8 ] و « محب طبرى » در [ الرياض النضرة 2 / 203 ] نقل كرده و مىگويد : « امام احمد » و « حافظ ابو القاسم دمشقى » در « الموافقات » و « الاربعين الطوال » آوردهاند و « دمشقى » گفته است : « نسائى » مختصرى از آن را نقل نموده است . و « هيثمى » در [ مجمع 9 / 119 ] روايت كرده و مىافزايد : « امام احمد » و « طبرانى » در « الكبير » و « الاوسط » به مختصرى از آن اكتفا نموده است .