سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
89
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
آن حال شنيدم ياوه سرايان از على عليه السّلام نكوهش مىكنند ، در پاسخ آنها گفتم : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم مىفرمود : در على سه خوى ارزنده است كه من ( سعد ) اگر يكى از آنها را دارا بودم در نظرم ارزندهتر از شتران سرخ مو بود ! و شنيدم مىفرمود : « انّه منّى بمنزلة هرون من موسى الَّا أنّه لا نبىّ بعدى » و از آن حضرت شنيدم مىفرمود : « لاعطين الرّاية غدا رجلا يحبّ اللَّه و رسوله » و شنيدم مىفرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » [ مستدرك الصحيحين حاكم 3 / 109 ] به سند خود ، از « ابو طفيل » از « زيد بن ارقم » روايت كرده است كه پس از آن كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع راهى مدينه شد ، در مسير خود به غدير خم رسيد . در آنجا درختهاى چندى بود كه رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد تا در زير آن درختها محلى براى آن حضرت آماده كنند . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در زير سايهء درختها قرار گرفت و خطاب به اصحاب ، فرمود : پيداست كه عمر من به پايان رسيده است و من هم دعوت حق را اجابت گفتهام همانا در ميان شما دو اثر گرانبار ( يا گرانبها ) از خود بيادگار مىگذارم كه يكى از آن دو اثر ، بزرگتر و ارجمندتر از ديگرى است : يكى كتاب خداى تعالى و ديگرى خاندان من است ؛ بنگريد كه در نبود من با آنها چگونه رفتار خواهيد كرد ، و اين بدان جهت است كه اين دو اثر هيچگاه از يكديگر جدا نمىشوند تا در روز رستاخيز كه كنار حوض كوثر بر من وارد مىگردند . سپس فرمود : خداى عزّ و جلّ مولاى من است و من مولاى همهء مؤمنان مىباشم پس از آن ، دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : « من كنت مولاه فهذا وليّه ، أللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه » . بعد از اين ، « حاكم » حديث غدير را مفصلا بيان كرده است و اظهار داشته كه اين حديث طبق نظريه بخارى و مسلم « صحيح » است و از آنجا كه حديث مفصّلى است ، به ذكر آن نپرداختهاند . بعد از اين گويد : گواه بر اين حديث ، روايت « سلمة بن كهيل » است كه از « ابو طفيل » روايت كرده است و اين