سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

84

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

نكرديد ؟ ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله توجهى به اصحاب كرد و فرمود : اين مرد از نفس من ( خود من ) است . مىپرسد كه آيا كسى از اصحاب محبوبتر از خود من مىباشد ؟ ! « ابن نجار » هم اين حديث را روايت كرده است . [ استيعاب ابن عبد البر 2 / 464 ] مىنويسد : « معمر » از « ابن طاووس » او هم از پدرش از « مطلب بن عبد الله بن حنطب » روايت كرده است ، هنگامى كه گروهى از مردم ثقيف بحضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىآمدند ، خطاب به آنان فرمود : يا تسليم فرمان خدا و رسول او باشيد و يا اين كه مردى را كه مانند خود من است ، بر شما مسلط مىكنم . تا گردنهاى شما را بزند و زن و بچه شما را اسير نمايد و اموالتان را از دست اختيار شما بيرون سازد . « عمر » گفت : به خدا سوگند ! هيچگاه آرزوى امارت نكردم مگر همان روز كه سينه خود را براى بدست آوردن امارت و رياست آماده ساخته بودم و آرزو مىكردم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بفرمايد : آن مرد ( كه توصيفش را كردم ) همانا اين شخص ( عمر ) است ! بر خلاف انتظار من ، توجهى به على عليه السّلام نمود و دست او را گرفت و گفت : آن مردى كه توصيف او كردم همانا اين بزرگوار است . مؤلف گويد : « محب طبرى » هم در [ الرياض النضره 2 / 164 ] اين حديث را آورده است و در آنجا آمده « لأبعثن رجلا منى أو قال مثل نفسى » و در آخر حديث آورده است كه دوباره فرمود : « هو هذا ، هو هذا » . سپس گفته است اين حديث را « عبد الرزاق » در « جامع » خود ، « ابو عمرو » و « ابن سمان » هم روايت كرده‌اند . گذشته از روايات ياد شده روايات ديگرى هم رسيده است كه آنها را در پايان اين باب مىآوريم . يكى از آن روايات آن است كه ، « حاكم » در [ مستدرك 3 / 126 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در ضمن خطابه‌اى كه در