سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
72
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
نداشت تا كسى دست او را بگيرد و همراهيش بكند - به هر حال ، « ابن عباس » با آن نه نفر در جائى دور از ما به گفتگو پرداخت و ما از گفتگوى آنها چيزى نشنيديم تا اينكه سخنانشان به آخر رسيد و « ابن عباس » خشمگين به سوى ما برگشت ، در حالى كه از شدت ناراحتى عباى او از يك طرف شانهاش به زمين كشيده مىشد و مىگفت : واى بر اينها ! تفو بر اينها ! از بزرگوارى نكوهش مىكنند كه ده خصلت منحصر به فرد دارد ( حديث را ادامه داده تا آنجا كه گفته است ) سپس فلانى را با همراه داشتن « سورهء توبه » به سوى مكه گسيل داشت و طولى نكشيد به على عليه السّلام دستور داد تا به دنبال او رفته و سوره را از او برگيرد و علت آن را چنين وانمود كرد كه آن سوره را كسى جز شخصى كه از من است و من از اويم ديگرى نمىتواند بر مردم مكه تلاوت نمايد ! تا آخر حديث كه همگى آن را در باب آيهء تطهير آوردهايم ، مراجعه شود . مؤلف گويد : حديث مورد بحث را « نسائى » در صفحه 8 خصايص و « محب طبرى » در [ الرياض النضره 2 / 203 ] ايراد كرده و اظهار داشته است : همگى اين حديث را « احمد » و « حافظ ابو القاسم دمشقى » ، به ترتيب در « الموافقات » و « الاربعين الطوال » آوردهاند و مىگويد : « نسائى » پارهاى از آن را نقل كرده است . و « هيثمى » در [ مجمع 9 / 119 ] روايت كرده و گفته است كه حديث مزبور را « احمد حنبل » و « طبرانى » در « الكبير » و « الاوسط » بطور اختصار ذكر كردهاند . [ خصائص نسائى ص 19 ] به سند خود ، از « عمران بن حصين » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : همانا على از من است و من از على مىباشم و او پس از رحلت من ، بر تمامى مؤمنان ولايت دارد . [ همان كتاب ص 19 ] از « هبيرة بن مريم » و « هانى بن هانى » از حضرت على عليه السّلام روايت كردهاند ، هنگامى كه اراده داشتيم از مكه بيرون برويم دختر