سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

4

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

كرده است كه هرگاه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خشمناك مىشد ، كسى جرئت نمىكرد كه با آن حضرت سخن بگويد ، مگر حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام اين اجازه و جرئت را به خود مىداد و با پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سخن مىگفت . « حاكم » پس از نقل حديث مزبور ، اظهار مىدارد كه اين حديث از احاديث صحيح است . مؤلف گويد : « ابو نعيم » همين حديث را در [ حلية 9 / 227 ] آورده و « مناوى » هم در [ فيض القدير 5 / 150 ] متذكر شده و در شرح آن ، كتاب نوشته است . « طبرانى » حديث مزبور را از « امّ سلمه » روايت كرده است . [ الاصابة ابن حجر عسقلانى 1 / قسم 4 / 217 ] از كتاب « مؤتلف خطيب » ، به سند خود ، از « انس بن مالك » نقل كرده است كه هرگاه ما مىخواستيم راجع به موضوعى از حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سؤالى داشته باشيم ، از حضرت على عليه السّلام يا « سلمان » يا « ثابت بن معاذ » درخواست مىكرديم كه سؤال ما را به عرض پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله برسانند و پاسخ بگيرند ؛ براى اينكه آنها از اصحاب ديگر با جرأتتر بودند . [ صحيح ترمذى 2 / 229 ] به سند خود ، از « عبد الرحمن بن عبد الله » روايت كرده است كه حضرت على عليه السّلام مىفرمود : هرگاه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سؤالى داشتم ، پاسخ مرا مىداد و هرگاه ساكت بودم و سؤالى نداشتم ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با بيانات خويش ، مرا مستفيض مىفرمود . مؤلف گويد : از اين حديث بر مىآيد كه حضرت على عليه السّلام از منزلت ارزنده‌اى در پيشگاه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله برخوردار بود و هيچيك از اصحاب از چنين موقعيتى بهره‌مند نبودند . « ترمذى » همين حديث را در باب منزلت حضرت على عليه السّلام ، به دو طريق ديگر ، روايت كرده است و « حاكم » هم در [ مستدرك 3 / 125 ] و « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 394 ] به نقل از « ابن ابى شيبه » و « ترمذى » ، « شاشى » ، « ابو نعيم » ، در « حلية » ، « دورقى » ، « ابن عساكر » و « سعيد بن منصور » آورده‌اند