سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
58
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آنها را به حال خودشان واگذاشت و پيشنهادى نكرد . چند روزى از اين ميهمانى گذشت ، بار ديگر مانند ميهمانى آن روز ، غذايى ترتيب داد و به من دستور داد تا آنها را به حضور مباركش دعوت كنم . بنا به فرموده آن حضرت ، بنى عبد المطلب را بر سر سفرهء با بركت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دعوت كردم . اين بار بمجردى كه سفرهء غذا برچيده شد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به حاضران فرمود : كداميك از شما حاضر است در پيشبرد پيغمبريم به من كمك كند و دعوت مرا اجابت نمايد تا هم برادرم باشد و هم در رستاخيز به بهشت برود ؟ من در آن روز از حاضران كوچكتر و نازك ساقتر بودم ، بمجردى كه پيشنهاد پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به پايان رسيد ، هيچ يك از حاضران پاسخى ندادند و من به عرض رسانيدم : يا رسول الله ! من از هيچ گونه كمكى در راه پيشبرد دين اسلام دريغ نخواهم داشت . حاضران كه چنان انتظارى نداشتند به « ابو طالب » گفتند : آيا متوجه نيستى پسرت چه مىگويد ؟ « ابو طالب » در پاسخ گفت : او را به حال خود بگذاريد كه او از هيچ گونه كار شايستهاى نسبت به پسر عمويش دريغ نمىدارد . [ كنز العمال 6 / 397 ] از حضرت على عليه السّلام روايت شده است : هنگامى كه آيهء شريفه * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * ؛ خويشاوندان خودت را از مخالفت فرمان خدا بيم ده نازل شد ، مرا به حضور طلبيد و فرمود : يا على ! خداى تعالى به من دستور داده است تا خويشاوندانم را به يارى خود دعوت نمايم و آنها را از عذاب خدا بيمناك سازم . اين فرمان بر من گران است ؛ زيرا يقين دارم هرگاه آنان را به آئين خود دعوت كنم ، سخنانى مىگويند كه بر خلاف انتظار من است . اين موضوع ايجاب كرد تا از گفتگوى با آنها صرفنظر كنم ، در همين موقع بود كه جبرئيل بر من نازل شد و پيام داد هرگاه از مأموريتى كه دارى دست بردارى ، پروردگار توانا تو را به عذاب الهى گرفتار خواهد كرد ! به ناچار به اندازهء يك صاع طعام غذايى تهيه كن و پاچه گوسفندى به آن اضافه نما و براى ما هم قدحى شير