سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

56

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

[ اصابه ابن حجر 8 / قسم 1 / 183 ] در ذيل زندگى « ليلى غفارى » ، مىنويسد : « ابن منده » از « على بن هاشم بن بريد » روايت كرده است « ليلى غفارى » گفت : در جنگهائى كه در ركاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اتفاق مىافتاد وظيفه من بود كه به مداواى مجروحان بپردازم و به عيادت بيماران بروم ، على عليه السّلام براى جنگ جمل به بصره رفت همراه آن حضرت بودم به مجردى كه « عايشه » را ديدم از فرصت استفاده كرده و به ملاقات او رفتم . پرسيدم : آيا از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فضيلتى در مورد على عليه السّلام شنيده‌اى ؟ گفت : آرى ! در يكى از روزها كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در خانهء من بود و جامه‌اى از پنبه پوشيده بر اندام داشت و من نزديك به آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله نشسته بودم ، على عليه السّلام وارد شد و بين من و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نشست ! از كار على عليه السّلام ناراحت شده گفتم : مگر جائى از اينجا وسيعتر پيدا نكردى كه ميان من و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله قرار گرفتى ؟ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى عايشه ! ساكت باش كه على برادر من است ، و نخستين فردى است كه اسلام اختيار كرده ، و آخرين كسى است كه عهده‌دار امور من مىشود و اولين شخصى است كه در رستاخيز با من ملاقات مىنمايد !