سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
22
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
[ تاريخ ابن جرير طبرى 2 / 368 ] از « ابن اسحاق » در ذيل حديث غزوه تبوك نقل كرده است ، هنگاميكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عازم غزوهء تبوك شد ، « عبد الله بن ابىّ » باتفاق گروهى از منافقان و شكَّاكان از همراهى با آن حضرت تخلَّف ورزيدند . « عبد الله بن ابىّ » همدست با « قبيله بنى عوف بن خزرج » ، « عبد الله بن نبيل » همراه با « بنى عمرو بن عوف » ، « رفاعة بن يزيد بن تابوت » همگام با « بنى قينقاع » بود و همگى آنان از سردمداران منافقان و از كسانى بودند كه از هيچگونه حيلهاى نسبت به اسلام كوتاهى نمىكردند ( تا آنجا كه گفته است ) آيه شريفه : * ( لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ الله وَهُمْ كارِهُونَ ) * ( سوره توبه ، آيه 48 ) ؛ آنان ( منافقان ) پيش از اين ( نيز ) در پى فتنه انگيزى بودند ، و كارها را بر تو دگرگون ساختند ( و به هم ريختند ) ؛ تا آنكه حق فرا رسيد و فرمان خدا آشكار گشت ، در حالى كه آنها ( منافقان ) كراهت داشتند . « ابن اسحاق » گفته است : براى اينكه منافقان دست از پا خطا نكنند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام را به جانشينى خود تعيين كرد و دستور داد تا در مدينه بماند ( تا آنجا كه گفته است ) منافقان از طريق بدكردارى در آمده و گفتند : به اين دليل ، پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را در مدينه باقى گذاشت كه از همراهى و هم صحبتى او بستوه آمده بود و اين بار گران را بدين وسيله از دوش خود افكند ! به مجرديكه حضرت على عليه السّلام از سخن بىاساس و پليد آنها اطلاع يافت ، خود را به سلاح جنگ آراست و از مدينه بيرون رفت تا در محل جرف بحضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد ، به عرض رسانيد : يا نبىّ اللَّه ! منافقان اظهار مىدارند بدليل آنكه همراهى من با شما موجبات ناراحتى شما را فراهم مىآورد و از هم صحبتى با من ملول شدهايد ، مرا در مدينه باقى گذاشتيد ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : منافقان دروغ مىگويند . من تو را جانشين خاندان و بستگان خود قرار دادهام تا از شرّ آنان در امان باشند . اينك برگرد و وظيفه جانشينى خودت را انجام بده و از همسران من