سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
19
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
است كه من از هر چيزى كه آفتاب بر آن مىتابد ، بيشتر دوست مىدارم ! 3 - او داماد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله است و من دوست مىداشتم كه دختر نيك گوهر او در حبالهء همسرى من بود تا از او فرزندى مىداشتم كه اين برتر از هر چيزى بود كه آفتاب بر آن مىتابد ! [ طبقات ابن سعد 3 / قسم 1 / 14 ] به سند خود ، از « ابو سعيد » روايت كرده است ، هنگاميكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عازم جنگ تبوك بود ، على عليه السّلام را به جانشينى خود بر خاندانش برگزيد ؛ در اين هنگام برخى از مخالفان اظهار داشتند : به اين دليل ، از شركت على عليه السّلام در آن جنگ ، ممانعت كرد كه از هم صحبتى با او ملالت خاطر داشت ! على عليه السّلام كه اين سخن را از آن گروه نابخرد شنيد ، جريان را به عرض پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم داشت . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به آن حضرت فرمود : اى پسر ابو طالب ! آيا خرسند نيستى كه منزلت تو نسبت به من ، برابر با منزلت هارون عليه السّلام نسبت به موسى عليه السّلام باشد ؟ مؤلف گويد : « ابو نعيم » اين حديث را در [ حلية 8 / 307 ] بطور اختصار و همچنين « خطيب بغدادى » در [ تاريخ بغداد 4 / 382 ] بطور اختصار ايراد كردهاند و « هيثمى » در [ مجمع 9 / 109 ] آورده است و گفته : « احمد حنبل » هم اين روايت را نقل كرده است . مؤلف گويد : اين حديث را بطوريكه « هيثمى » نقل نموده است ، در [ مسند احمد 3 / 32 ] ديدهام . [ همان كتاب 3 / قسم 1 / 15 ] به سند خود ، از « براء بن عازب » و « زيد بن ارقم » باتفاق نقل كرده است كه در جنگ « جيش العسرة » كه همان « جنگ تبوك » باشد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پيش از شروع به كارزار خطاب به حضرت على عليه السّلام ، فرمود : چارهاى نيست ، جز اينكه يا من بايد در مدينه بمانم و تو عازم جنگ بشوى ، يا تو در مدينه باقى باشى و من به كارزار تبوك بروم . سرانجام على عليه السّلام را به جانشينى