سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
125
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
محمد » از پدرش و از « ايمن بن نابل بن عبد الله بن ياميل » روايت كرده است كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم ، فرمود : « من كنت مولاه . . . » سپس گفته است كه سند حديث را « ابو موسى » استدراك نموده است . مؤلف گويد : حديث مزبور را « ابن اثير جزرى » در [ اسد الغابة 3 / 274 ] نقل كرده و گفته است : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . [ همان كتاب 4 / قسم 1 / 169 ] گفته است : « ابن عقدة » در كتاب « الموالاة » ، « عبد الرحمن بن عبد رب انصارى » را در رديف محدثانى نام مىبرد كه حديث « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » را روايت كردهاند و حديث را از طريق « اصبغ بن نباتة » ادامه داده تا آنجا كه گويد : هنگامى كه در « رحبه » حضرت على عليه السّلام مردم را سوگند داد كه هر كس در روز غدير خم سخنى را كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بيان كرده است ، استماع نموده براى گواهى قيام كند و جز آنها كه سخن پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را شنيدهاند ديگران قيام ننمايند . ده نفر و اندى كه از آن جمله بودند « ابو ايوب » ، « ابو زينب » و « عبد الرحمن بن عبد رب » بر پاى خاستند و گفتند : ما گواهى مىدهيم كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيديم كه فرمود : « خدا ولىّ من است و من ولىّ مؤمنانم و كسى كه من ولىّ او مىباشم ، على هم مولا و ولىّ اوست » . مؤلف گويد : اين حديث را « ابن حجر » در [ مجلد 7 / قسم 1 / 78 ] نقل كرده است و در آن حديث چنين آمده است : گواهى مىدهيم كه در روز غدير در حالى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست شما را گرفته و بالا برده بود ، فرمود : بديهى است كه گواهى مىدهيد آنچه در وظيفهام بود به شما ابلاغ كردم . گفتند : آرى ، گواهى مىدهيم . فرمود : اينك مىگويم : « فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه » و همين حديث را « ابن اثير جزرى » در [ اسد الغابة 5 / 205 ] نقل نموده و مضمون اين جملات را به حديث مزبور افزوده است : « پروردگارا ! دوست على را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار و هر كه او را دوست مىدارد ، تو هم او را محبوب خويش قرار بده