سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

115

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مىدهيد كه خدا يكتا و بىهمتاست و محمد بنده و رسول اوست و بهشت و دوزخ و مرگ و زنده شدن پس از مرگ حق است و روز رستاخيز هم بدون هيچ شك و شبهه‌اى فرا مىرسد . و خدا مردگان را در گور زنده مىكند ؟ اى مردم ! خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنانم و از جان آنها ، به آنها اوليترم ؛ اينك ، كسى كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . پروردگارا ! دوست على را دوست بدار و دشمن او را ذليل كن . اى مردم ! من پيش از شما كنار حوض كوثر قرار مىگيرم و حوض كوثر پهناورتر از فاصلهء ميان بصرى و صنعاست و در كنار آن ظرفهائى به عدد ستارگان از طلا و نقره آماده شده است . هنگامى كه كنار حوض كوثر با من ملاقات مىكنيد ، از شما مىپرسم : درباره بازماندگان من چه كرديد و چه عكس العملى انجام داديد ؟ با قرآن كريم چگونه رفتارى داشتيد ؟ اينك ، خود بنگريد با دو اثر ارزنده‌اى كه از من باقى مىماند ، چگونه رفتار خواهيد كرد : يكى از آنها « ثقل اكبر » است كه كتاب خداست ؛ كتاب خدا مانند ريسمان محكمى است كه يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگر آن در دست شماست . اينك ، اگر بخواهيد به جاده گمراهى وارد نشويد ، دست از قرآن برنداريد و در آيات آن ، تغيير و تبديلى به وجود نياوريد و ديگرى ، عترت و اهل بيت من است . خداى مهربان و دانا به من اطلاع داده است كه اين دو اثر مهم و ارزنده از يكديگر جدا نمىشوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بحضور من برسند . « متّقى » گفته است : اين حديث را « حكيم ترمذى » در كتاب « نوادر الاصول » و « طبرانى » در « الكبير » از « ابو طفيل » از « حذيفة بن اسيد » ، روايت كرده‌اند . مؤلف گويد : حديث مورد بحث را « هيثمى » در [ مجمع 9 / 164 ] نقل كرده و در آغاز آن ، به گفتهء « حذيفة بن اسيد » چنين آمده است : هنگامى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از حجّة الوداع باز مىگشت ، دستور داد در سايهء هيچيك از درختان ميان راه منزل نكنند تا به درختهائى رسيدند كه در سرزمين « جحفه » قرار داشت . در