سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
108
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
مولاه » . « عمر بن خطَّاب » به حضرت على عليه السّلام ، گفت : « بخّ بخّ لك يابن ابيطالب اصبحت مولاى و مولا كلّ مسلم » ! خداى تعالى در تأييد تعيين حضرت على عليه السّلام ، اين آيه را نازل فرمود * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) * ( تا آخر حديث ) . مؤلف گويد : روايت مزبور را به طريق ديگر كه مثل همان حديث است روايت كرده است . [ همان كتاب 12 / 343 ] به سند خود ، از « فضل بن ربيع » او هم از پدرش ، از « منصور » او هم از پدرش ، از جدش ، از « ابن عباس » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . [ خصايص نسائى ص 12 ] به سند خود ، از « ابو طفيل » از « زيد بن ارقم » نقل كرده است ، هنگامى كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از حجّة الوداع بازمىگشت ، در محل غدير خم منزل كرد و به درختان چندى كه در آن نزديكى بود اشاره كرد . اصحاب بلافاصله زير آن درختها را تميز كرده و سايبانى براى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تشكيل دادند . حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در زير آن سايبان قرار گرفت و خطاب به حاضران فرمود : روزگار من به پايان رسيده و مرا بسوى خدا و عنايات حضرت او دعوت كردهاند ، دعوت حضرت او را اجابت كردهام . اينك ، دو اثر گرانبار ( يا گرانبهاء ) در ميان شما بجاى مىگذارم كه يكى از آن دو ، مهمتر از ديگرى است و آن دو اثر گرانبار ، كتاب خدا و عترت اهل بيت من است ؛ اينك بنگريد تا پس از رحلت من با آنها چگونه رفتار خواهيد كرد . بديهى است اين دو يادگار از يكديگر دور نخواهند شد تا اينكه در كنار حوض كوثر با من ملاقات نمايند . سپس فرمود : « انّ اللَّه مولاى و انا ولىّ كلّ مؤمن » سپس دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : « من كنت وليّه فهذا وليّه اللَّهم وال من والاه و عاد من عاداه » « ابو طفيل » گويد : از « زيد » پرسيدم : آيا تو از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين جملات را شنيدهاى ؟ « زيد » در پاسخ گفت : آرى ! همهء آنها كه در اطراف درختها حضور داشتند آن حضرت را ديدند