سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
98
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و گفته است كه « عطيه عوفى » از « زيد بن ارقم » روايت كرده است : در روز غدير خم در سرزمين جحفه ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هر دو بازوى على عليه السّلام را بدست گرفت و فرمود : « مگر نمىدانيد كه من نسبت به مؤمنان از خود آنها اوليترم ؟ همگان تصديق كردند . آنگاه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » « متقى » گويد : « ابن جرير » اين حديث را روايت كرده است . [ همان كتاب 1 / 152 ] به سند خود ، از حضرت على عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . مؤلف گويد : اين حديث را هيثمى در [ مجمع 9 / 107 ] روايت كرده و اضافه نموده كه حديث مورد بحث را « احمد حنبل » روايت نموده است پس از اين گويد : راويان حديث مزبور ، از موثّقان به شمار مىآيند . [ همان كتاب 1 / 330 ] به سند خود ، از « عمرو بن ميمون » نقل كرده است . كنار « ابن عباس » نشسته بودم ، در آن هنگام نه تن از اعراب با وى ملاقات كرده گفتند : اى پسر عباس ! سخنى با تو داريم اينك براى شنيدم آن يا با ما بيا كه آن سخن را به اطلاع تو برسانيم و يا از حاضران بخواه تا ما را با تو تنها بگذارند . « ابن عباس » گفت : دوستانم را از خود دور نمىكنم و براى شنيدن سخنان شما ، همراهتان مىآيم . « ابن عباس » كه در آن هنگام هنوز چشمش نابينا نشده بود ، همراه با آنان به محلى دور از ما رفت و مطالبى فيما بين آنان رد و بدل شد كه ما از چگونگى آنها اطلاعى حاصل نكرديم . ديرى نپائيد كه « ابن عباس » در حالى كه عبايش از شدت ناراحتى به زمين كشيده مىشد بازگشت و گفت : واى بر اينها ! تفو بر اينها باد ! از بزرگوارى نكوهش مىكنند كه ده خصلت منحصر به فرد دارد ( حديث را ادامه داده است تا آن جا كه گفته است ) رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « من كنت مولاه فانّ مولاه علىّ » . همه اين حديث را در باب آيه تطهير آورديم ، به