محمد جواد مغنية
20
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
به معناى « هاديا و مبشرا » مىباشند . عامل حال معناى اشاره است . جملهء « وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ » ، حال است . « هم » دوم تأكيد براى « هم » اوّل است . تفسير طس . در آغاز سورهء بقره در مورد اينگونه حروف سخن گفته شد . تِلْكَ آياتُ الْقُرْآنِ وَ كِتابٍ مُبِينٍ . « تلك » به همين سوره اشاره دارد . قرآن و كتاب ، هردو يك معنا دارد و اختلاف در صفت است نه در ذات و در عرض است نه در جوهر . به اين كتاب آسمانى ، قرآن مىگوييم ؛ زيرا خوانده شده و كتاب مىگوييم چون نوشته شده است و « مبين » است چون روشن است . قرآن همچنين هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ است ؛ زيرا كسى را كه خواهان هدايت است به سوى حق هدايت مىكند و اگر آن را باور داشته باشد و بدان عمل كند به بهشت مژدهاش مىدهد . الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ . ايمان به خدا در صورتى ارزشمند است كه نشانهها و پيامدهاى آن آشكار گردد و بهترين اين آثار و نشانهها ، نماز و زكات است . خلاصه سخن آنكه : ايمان به حق تنها يك انديشه نيست كه آدمى آن را در سر بپروراند و سخنى نيست كه آن را بر زبان بچرخاند ، بلكه رفتار و كردار است . پرسش : برپادارندگان نماز و پرداختكنندگان زكات ، همان كسانى هستند كه به آخرت يقين دارند . بنابراين ، چرا خداوند [ پس از اين بيان ] مىفرمايد : « وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ » ؟ پاسخ : مقصود خداوند آن است كه آنان به آخرت به گونهاى ايمان مىآورند كه ترديدى در آن وجود ندارد و بهسان كسى مىباشند كه اين روز را ديده است . إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ ؛ دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان نمىآورند ، تباهى و گمراهىاى كه در اعمالشان وجود دارد ،