محمد جواد مغنية
23
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
مشركان در جزيرهء عربى مشخص شد ، كه يا اسلام بياورند يا كشته شوند و دليل انتخاب يكى از اين دو سرنوشت اقتضاى اوضاع جزيرهء عربى در آن زمان بود ، چنانكه پيشتر اشاره شد . مفسران از جمله طبرى ، رازى و ابو حيان اندلسى گفتهاند : هنگامى كه سورهء توبه نازل شد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام دستور داد به مكه برود و آن را بر كسانى كه در موسم حج در آنجا گرد آمدهاند بخواند . برخى به او گفتند : ابو بكر را براى انجام اين كار بفرستد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين كار را از جانب من تنها مردى مىتواند انجام دهد ، كه مانند خودم باشد . على عليه السّلام در روز نحر در محلّ « جمرهء عقبه » ايستاد و گفت : اى مردم ! من فرستادهء پيامبر خدا به سوى شما هستم و اين آيات را تلاوت كرد . إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ . پس از آنكه خداوند به پيامبرش دستور داد مشركان را به مدت چهار ماه مهلت دهد - حتّى آنان را كه پيمان مسلمانان را شكستند و با آنان نيرنگ ورزيدند - از ميان اين مشركان گروهى را استثنا كرد كه ميان آنان و مسلمانان پيمان سازش تا مدّت معيّن بسته شده بود و آنان اين پيمان را حفظ كرده و نيرنگ و خيانت نكرده بودند . خدا اين گروه را استثنا كرد و به آنان نه تنها چهار ماه ، بلكه تا پايان مدّت پيمان مهلت داد ، تا پاداشى باشد براى وفاى آنها به اين پيمان . بسيارى از مفسران گفتهاند : اين مشركان وفادار ، گروهى از قبيلهء كنانه بودند كه از مدّت پيمان ايشان نه ماه باقى مانده بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين پيمان را به پايان رسانيد . اين آيه نشان مىدهد كه وفاى به پيمان در صورتى بر پيمانگر واجب است ، كه طرف مقابل نيز در زبان و عمل به آن وفادار باشد و اگر حتّى به مقدار اندكى از آن اخلال كند ، خيانتكار و پيمانشكن محسوب خواهد شد و براى خيانتكنندهء پيمان ، پيمانى نخواهد بود . « إنّ اللّه يحبّ المتقين » . مراد از متقين كسانى هستند كه از شكستن پيمان و ساير مفسدهها پرهيز مىكنند .