محمد جواد مغنية
19
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
است از ضمير مستتر در « آمِّينَ » . مصدرى كه از « أَنْ صَدُّوكُمْ » ريخته مىشود ، مفعول لاجله است براى « يَجْرِمَنَّكُمْ » . مصدرى كه از « أَنْ تَعْتَدُوا » ريخته مىشود ، مجرور است به حرف جرّ محذوف و متعلّق به « يَجْرِمَنَّكُمْ » و در معنا چنين است : « لا يبعثنّكم شنآن قوم لأجل صدّهم إياكم عن المسجد على الاعتداء » . تفسير آيات قرآن پيرامون اين امور دور مىزند : عقيده ، عبادت ، شريعت ، اخلاق ، رياست دينى و دنيوى ، قضاوت و جهاد . فقها ، آياتى را كه دربارهء شريعت و عبادت آمده است ، آيات احكام مىنامند كه تعداد آنها در حدود پانصد آيه است . ازجمله آنها اين آيه است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ . اين جمله علىرغم ايجازش بسيار مفيد مىباشد ؛ چرا كه ريشه و پايهء اجماع مذاهب اسلامى به شمار مىرود ، مبنى بر اينكه وفاكردن به پيمانى كه از روى رضايت ميان دو نفر منعقد مىشود واجب است ؛ البتّه مشروط به اينكه عقد مزبور ، شرايطى را كه شريعت قرار داده است ، دارا باشد و اين شرايط عبارتند از : عاقل و بالغ بودن طرفين عقد ، قابليّت تملك موضوع عقد ، عقد موجب حلال شدن حرام و حرام شدن حلال نشود و ديگر شرايطى كه در كتابهاى فقه و از آن جمله در جزء سوم كتاب فقه الإمام جعفر الصادق آمده است . أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ . انعام عبارت است از : شتر ، گاو ، گوسفند و بز خواه ، اهلى باشند خواه وحشى . واژهء انعام علاوه بر حيوانات مزبور ، بر حيوانات ديگرى كه قدرت نطق ندارند نيز بهكار مىرود . بنابراين ، اضافهء بهيمه به انعام از باب اضافهء شىء به چيزى است كه اخصّ از خود آن مىباشد . خداوند پس از آنكه حلّيّت خوردن گوشت انعام را بيان مىكند ، اين استثنا را مىآورد : إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ ؛ مگر آن حيواناتى كه از اينپس برايتان گفته مىشود . خداوند دو نوع حيوان را براى ما بيان