محمد جواد مغنية

22

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )

نيست » . و با اين سخن ، ادّعاى مسيحيان را در خصوص غيب‌دانى عيسى مردود مىشمارد . آن‌گاه خداوند ( جلّ و علا ) مىگويد : « اوست كه شما را در رحم‌ها هرطور كه بخواهد شكل مىدهد . خدايى جز آن ذات يكتاى عزيز و حكيم نيست » و با اين سخن ، ادّعاى ديگر مسيحيان را كه عيسى خداست ؛ زيرا پدر ندارد ، باطل مىسازد . دليل بطلان نيز آن است كه خداوند در رحم‌ها آفريده نمىشود ، بلكه او خود آفريننده مخلوق در رحم مادر است و به آن شكل مىدهد . بنابراين ، اگر بخواهد مخلوق را به واسطهء پدر و اگر بخواهد بدون داشتن پدر مىآفريند ، البتّه هرگونه كه حكمت او اقتضا كند . خلاصهء سخن اين‌كه خبر دادن عيسى عليه السّلام به برخى از غيب‌ها ، زنده كردن بعضى از مردگان و زاده شدن او بدون داشتن پدر ، هيچ‌كدام دليل بر الوهيّت وى نيستند ، زيرا خدا همان است كه تمامى غيب‌ها را مىداند و نه برخى از آنها را و هيچ‌چيز نه در آسمان و نه در زمين بر او پنهان نيست . او بدون استثنا تمامى مردگان را زنده مىكند و بر همه‌چيز تواناست ، حتى بر آفريدن بدون پدر و ايجاد شيئى از عدم . . . . پر واضح است كه عيسى تمام غيب‌ها را نمىدانست ، بر زنده كردن جميع مردگان قادر نبود و نيز ، حتّى يك نفر را در رحم مادر ، به واسطه يا بدون واسطهء پدر نيافريد ، بلكه برعكس ، او خود كسى بود كه در رحم مادر آفريده شد .