السيد الخميني

37

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

قسمت اول حديث را كه مربوط به نبوت است و الآن مورد بحث ما نيست نياورديم . مورد بحث ما قسمت اخير است كه امام مىفرمايد : اگر كسى بپرسد چرا خداى حكيم « اولى الامر » قرار داده و به اطاعت آنان امر كرده است ، جواب داده خواهد شد كه به علل و دلايل بسيار چنين كرده است : از آن جمله ، اين كه چون مردم بر طريقهء مشخص و معينى نگه داشته شده ، و دستور يافته‌اند كه از اين طريقه تجاوز ننمايند و از حدود و قوانين مقرر در نگذرند ، زيرا كه با اين تجاوز و تخطّى دچار فساد خواهند شد ، و از طرفى اين امر به تحقق نمىپيوندد و مردم بر طريقهء معيّن نمىروند و نمىمانند و قوانين الهى را بر پا نمىدارند ، مگر در صورتى كه فرد ( يا قدرت ) امين و پاسدارى بر ايشان گماشته شود كه عهده‌دار اين امر باشد و نگذارد پا از دايرهء حقشان بيرون نهند ، يا به حقوق ديگران تعدى كنند ؛ زيرا اگر چنين نباشد و شخص يا قدرت بازدارنده‌اى گماشته نباشد ، هيچ كس لذت و منفعت خويش را كه با فساد ديگران ملازمه دارد فرو نمىگذارد و در راه تأمين لذت و نفع شخصى به ستم و تباهى ديگران مىپردازد . و علت و دليل ديگر اين‌كه ما هيچ يك از فرقه‌ها يا هيچ يك از ملت‌ها و پيروان مذاهب مختلف را نمىبينيم كه جز به وجود يك برپا نگه‌دارندهء نظم و قانون و يك رئيس و رهبر توانسته باشد به حيات خود ادامه داده باقى بماند ، زيرا براى گذران امر دين و دنياى خويش ناگزير از چنين شخص هستند ؛ بنابراين ، در حكمت خداى حكيم روا نيست كه مردم ؛ يعنى آفريدگان خويش را بىرهبر و بىسرپرست رها كند ؛ زيرا خدا مىداند كه به وجود چنين شخصى نياز دارند ، و موجوديتشان جز به وجود وى قوام و استحكام نمىيابد ؛ و به رهبرى اوست كه با دشمنانشان مىجنگند ؛ و درآمد عمومى را ميانشان تقسيم مىكنند ؛ و نماز جمعه و جماعت را برگزار مىكنند ؛ و دست ستمگران جامعه را از حريم حقوق مظلومان كوتاه مىدارند .