السيد الخميني

124

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

هوس‌بازى خويش ننگ و رسوايى به بار آورند ، پيرو بدخويان گردند و در برابر خدا گستاخى ورزند . در هر شهر سخنورى از ايشان بر منبر آمده و گماشته است . زمين برايشان فراخ و دستشان در آن گشاده است . مردم بندهء ايشانند و قدرت دفاع از خود را ندارند . يك حاكم ، ديكتاتور و كينه‌ورز و بدخواه است ؛ و حاكم ديگر بيچارگان را مىكوبد و به آنها قلدرى و سختگيرى مىكند ؛ و آن ديگر فرمانروايى مسلط است كه نه خدا را مىشناسد و نه روز جزا را . شگفتا ! و چرا نه شگفتى ! كه جامعه در تصرف مرد دغلباز ستمكارى است كه مأمور مالياتش ستم‌ورز است ؛ و استاندارش نسبت به اهالى ديندار ، نامهربان و بىرحم است . خداست كه در مورد آنچه درباره‌اش به كشمكش برخاسته‌ايم حكومت و داورى خواهد كرد ؛ و دربارهء آنچه بين ما رخ داده با رأى خويش حكم قاطع خواهد كرد . خدايا ! بىشك تو مىدانى آنچه از ما سر زده « 1 » رقابت در به دست آوردن قدرت سياسى نبوده ؛ و نه جستجوى ثروت و نعمت‌هاى ناچيز دنيا ، بلكه براى اين بوده كه اصول و ارزش‌هاى درخشان دينت را بنماييم و ارائه دهيم ؛ و در كشورت اصلاح پديد آوريم ؛ و بندگان ستم‌زده‌ات را ايمن و برخوردار از حقوق مسلّمشان گردانيم ؛ و نيز تا به وظايفى كه مقرر داشته‌اى و به سنن و قوانين و احكامت عمل شود . بنابراين ، شما ( گروه علماى دين ) اگر ما را در انجام اين مقصود يارى نكنيد و حق ما را از غاصبان نستانيد ؛ ستمگران بر شما چيره شوند و در خاموش كردن نور پيامبرتان بكوشند . خداى يگانه ما را كفايت است ؛ و بر او تكيه مىكنيم ؛ و به سوى او رو مىآوريم . و سرنوشت به دست او و بازگشت به اوست » . مىفرمايد : « اعْتَبِرُوا أيُّها النّاسُ بِما وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أوْلِياءهُ مِنْ سُوءِ ثَنائِهِ عَلَى الْأَحْبارِ » . خطاب به دستهء مخصوص ، حاضرين مجلس ، اهل شهر و بلد ، اهل مملكت ، و يا مردم

--> ( 1 ) . يعنى مبارزه‌اى كه بر ضد دستگاه حاكمهء اموى پيش گرفته‌ايم .