السيد الخميني
112
ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )
در روايت آمده كه ائمه عليهم السلام در همهء امور وارث پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند « 1 » ، جاى ترديد نبود كه مىگفتيم ائمه عليهم السلام در همهء امور وارث پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند ؛ و اينطور نبود كه كسى بگويد كه مراد وراثت در علم و مسائل شرعيه است . بنابراين ، اگر ما فقط جملهء « العُلماءُ وَرثَةُ الأنبياءِ » را در دست داشتيم ، و از صدر و ذيل روايت صرفنظر مىكرديم ، به نظر مىرسيد كه تمام شئون رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه بعد از ايشان قابل انتقال است ، و از آن جمله امارت بر مردم كه بعد از ايشان براى ائمه ثابت عليهم السلام است براى فقها هم ثابت مىباشد ؛ مگر شئونى كه به دليل ديگرى خارج شود . و ما هم به مقدارى كه دليل خارج مىكند كنار مىگذاريم . قسمت عمدهاى كه از اشكال فوق باقى مىماند اين است كه جملهء « العُلماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ » در خلال جملاتى قرار گرفته كه مىتواند قرينه باشد بر اينكه مراد از ميراث ، « احاديث » است . چنانكه در « صحيحهء قداح » دارد : « إنَّ الأَنبِياءَ لَم يُوَرّثُوا دِيناراً وَلا دِرهَماً وَلكنْ وَرّثُوا العِلمَ » . و در روايت ابوالبخترى بعد از جملهء « لم يُورِثُوا دِرهَماً وَلَا دِيناراً » مىگويد : « وَإنّما أَورَثُوا أحادِيثَ مِنْ أحادِيثِهم » . اين عبارات قرينه مىشود كه ميراث انبيا احاديث است ؛ و چيز ديگرى از آنان باقى نمانده كه قابل ارث باشد ، خصوصاً كه در اول جمله « إنّما » دارد كه دلالت بر حصر مىكند . اين اشكال هم تمام نيست . زيرا اگر مراد اين باشد كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فقط احاديث را از خود به جاى گذاشته و چيز ديگرى از ايشان نيست كه به ارث برده شود ، اين خلاف ضرورت مذهب ماست . چون پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم امورى را از خود به جاى گذاشته كه ارث برده مىشود ، و جاى ترديد نيست كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ولايت بر امت داشتند ؛ و بعد از ايشان امر ولايت به اميرالمؤمنين عليه السلام منتقل شد ؛ و بعد از ايشان
--> ( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 265 ، « كتاب الحجّة » ، « باب التفويض إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم وإلى الأئمّة عليهم السلام في أمرالدين » .