جلال الدين الحسيني

93

فيض الإله في ترجمة القاضي نور الله

فد شنيدم كه حضرت أعلى به مرحوم شاه فتح الله در باب مگس سخنى گفتند شاه مرحوم گفت كه اگر مگس دفع عفونت وو با نمىكرد من مگس را دفع مىكردم وهيچ يك از اين دو در سيمرغ موجود نيست سيم آنكه مگس از موجوداتست وسيمرغ از معدومات ووجود از وجهي مقدم است بر عدم ولهذا اين رباعي روى داد ( رباعي ) از روى جفا مگو كه من هيچ كسم * نبود به تو از هيچ ممر دست رسم من چون مگسم تو همچو سيمرغ ولى * سيمرغ تو را شكار سازد مگسم ديگر خدام ملا نجم الدين على از تلقين ايشان نوشته بود كه مادر رنگ طفلان با فلان كس بازى مىكرده أيم والحق بر اين دليل هست ايشان را وآن دليل آنست كه طفلان در شبها يك نوع بازى مىكنند وآن را باريام سنگين مىگويند وچيز بزرگى سه چهار دستار بر هم بسته بر سر خورد سالى مىنهند وتا آن چيز بر سر اوست مىگويند باريام سنگى است وهر گاه آن بار را از سر مىاندازد همه يكار از روى شوق فرياد مىكنند ومىگويند كه گوساله بار انداخت اين كه ايشان جزو أخير را به تفصيل جواب ننوشتند نه از روى انصاف تصديق كردند ونه سند مانعى آوردند بلكه سپر انداختند واين سپر انداختن ايشان مثل بار انداختن آن گوساله است ومعذور دارند كه أمثال اين گستاخىها از روى همان بيت أستاذ گرامى شيخ نظامى است : در اين گنبد به نيكى بر كش آواز * كه گنبد هر چه گوئى گويدت باز أيام أفادت وافاضت مخلد باد بالنبي وآله الأمجاد " انتهى ما استطرفناه من مجموعة المكاتيب . فوائد تشيد بنيان بعض ما مر ذكره الأولى - كلام من صاحب الروضات ، دال على ما ادعيناه من حرص القاضي على تكثير سواد الشيعة كما مر ذكره ( انظر ص 43 - 39 ) وذلك لأنه قال في ترجمة محمد بن علي المعروف بمحيى الدين ابن العربي بعد نقل شئ من مزخرفات الصوفية وتزييفه ما لفظه : " نعم في