جلال الدين الحسيني
86
فيض الإله في ترجمة القاضي نور الله
- عز - نكند اما ديگرى را كه در ميان أهل دين أو را اسمى نباشد ودر نصرت دين معقول نتواند گفت واجب است كه تقيه كند ولهذا شيخ على در أول رساله تقيه فرموده كه : " التقية جائزة وربما وجبت " يعنى در بعضي أوقات بر بعضي كسان واجب مىشود وآنكه نوشته اند كه تصنيف خود را در كشمير به يكى از شيعيان داده اند واحمد بيگ كابلى در مقام آزار أو شده جواب آنست كه ظاهرا ملا محمد جامع در هم بافته وبه خدام گفته وحقيقت حال آنست كه آن شيعي ملا محمد امين نام دارد ودر كشمير به غير از أو صاحب نفس ناطقه نيست ودر جميع اقسام حيثيات مسلم مردم أهل است وپادشاه شناس است غرض كه آزار ملا محمد امين مذكور مقدور احمد بيگ نبوده خصوصا كه حمزه بيگ ومحمد قلى سلطان كه قزلباش اند از جمله حكام كشميرند ومريد ملا محمد معين اند آرى چون احمد بيگ في الجملة طالب علمي دارد وبعضي طالب علمان خوب مثل ملا محمد لاهورى وقاضى منهاج بخارى با أو همراه بودند ومذهب ملا محمد امين را مىدانستند بواسطة آنكه شيعه كشمير هرگز تقيه نكرده اند ونمىكنند لا جرم گاهى از مسأله امامت بحثي در ميان مىآوردند چون ملا محمد امين در وقتي كه فقير به كشمير رفته بود به فقير اختصاص مىورزيد آن أيام مسوده رد النواقض را ديده بود از فقير طلبيد وفقير عذر گفت كه بر بياض نرفته وچون به لاهور آمديم مكررا كتابات را نوشته آن را طلبيد ورد جواب همان عذر نوشته شد تا آنكه احمد بيك به كشمير رفت وميان ايشان مباحثات منعقد شد در اين مرتبه كتابتي به فقير نوشت ودر آنجا مذكور ساخت كه اين چنين اجتماعي ومباحثه روى داده اگر كتاب رد النواقض را نخواهيد فرستاد فرداى قيامت از شما پيش جد شما شكايت خواهم كرد ودر اين مرتبه چون از تصحيح آن نسخه فارغ شده بود نسخه از آن به أو فرستاد واز جمله دلائل قبول آن نسخه به درگاه الهى آنكه ملا محمد مذكور بعد از وصول آن نسخه كتابتي به فقير نوشته بود ودر آنجا مذكور نموده كه سه روز پيش از آنكه رد النواقض