جلال الدين الحسيني

46

فيض الإله في ترجمة القاضي نور الله

- لز - في مجالس المؤمنين في ترجمة أحمد بن محمد المعروف بعلاء الدولة السمناني بهذه العبارة : " وآنچه شيخ در اين رساله مذكور ساخته كه امام بن الإمام محمد بن الحسن العسكري عليه وعلى آبائه الكرام الصلاة والسلام در گذشته مىتواند بود كه از مقولة غلط در كشف باشد چنانچه شيخ محيي الدين وبعضي از أكابر اين طايفه را در دعوى مهدويت وخاتم الولاية بودن واقع شده ، يا غلط در تشخيص محمد بن الحسن العسكري باشد چنانچه در نفحات تلويحا ودر حاشية آن تصريحا مثل اين تخطئه از ملا نظام الدين هروى در باب تشخيص خضر عليه السلام نسبت به جانب شيخ منقول است وبالجملة چون ركن الدين علاء الدولة قدس سره مشهور بوده به صحبت دارى خضر ( ع ) ومولانا نظام الدين از وى أحوال خضر ( ع ) معلوم مىكرده همانا كه أحوال بر وجهي فرموده كه مرضى مولاناى مذكور نبوده واز اين جهت به أو گفت كه اين حال خضر تركمان است نه حال خضر ترجمان يعنى حال خضر نامى است از تراكمه نه حال خضرى كه واسطه است ميان حق وخلق ، وحاصل كلام آنكه بر قياس تخطئه ملا نظام الدين مىتوان گفت كه آن محمد بن الحسن العسكري كه شيخ را بر گذشتن أو اطلاع حاصل شده نه محمد بن الحسن العسكري است كه در عسكر سامره بغداد متولد شده بلكه محمد بن حسن ديگر بوده كه در عسكر اهواز يا در عسكر مصر بوده وخدمت شيخ تشخيص حال نفرموده ، با آنكه آنچه در اين رساله به أو منسوب است معارض است به آنچه در فصل نبوات وما يضاف إليها از رساله بيان الاحسان لأهل العرفان مذكور ساخته وفرموده كه مهدى را عليه سلام الله وسلام جده خاتم النبيين از هر سه نطفه يعنى صلبي وقلبي وحقى نصيبي أكمل وحظي أوفر من حيث الاعتدال لا غالبا ولا مغلوبا بود اگر در حيات است وغايب سبب غيبت أو تكميل اين صفات است تا چنان شود كه در حد أوسط افتد واز افراط وتفريط أيمن گردد وبر حق ثابت شود واگر هنوز به وجود نيامده است بي شك بوجود خواهد آمد وبه كمالى كه شأن مصطفى است خواهد رسيد ودعوت أو شامل أهل عالم خواهد گشت وأو قطب روزگار خود