السيد الخميني

466

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى )

را در اختيار او بگذارد و مقدارى از حاصل آن را به مالك بدهد » . پس زمين مال خدا نيست و مال خلق خدا است زيرا اين انسان است كه قرارداد مىبندد نه خدا ! مسأله 2229 : « سوم : همهء حاصل زمين به يكى اختصاص داده نشود . چهارم : سهم هر كدام به طور مشاع باشد . مثل نصف يا ثلث حاصل و مانند اين‌ها و بايد تعيين شده باشد » . پس اگر مالك بگويد : در اين زمين زراعت كن و هر چه مىخواهى به من بده صحيح نيست و بايد مدتى را كه زمين در اختيار زارع است تعيين كنند . اگر مالك زمين را معين كند ! پس كسى كه چند قطعه زمين دارد و با هم تفاوت دارند اگر به زارع بگويد : يكى از اين زمين‌ها را زراعت كن و آن را معين نكند ، مزارعه باطل است ! مسأله 2231 : « اگر مدت مزارعه تمام شود و حاصل به دست نيايد ، چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بىاجاره زراعت در زمين او بماند و زارع هم راضى باشد مانع ندارد . و اگر مالك راضى نشود مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند اگر براى چيدن زراعت ضررى به زارع برسد ، لازم نيست عوض آن را به او بدهد . ولى زارع اگر چه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد ، نمىتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند » . حال با استناد به اين چند مسأله از مسائل مزارعه باز شما مىتوانيد پشتيبان رضا اصفهانى شويد و به نام اسلام به دست يك كمونيست مالكيت را از بين ببريد ! راستى هدفتان از مالكيت در قانون اساسى چيست ؟ از همهء اين‌ها نتيجه مىگيريم كه تكليف ما را روشن كنيد و قانوناً عمل كنيد و به ما فحش ندهيد . چون از رهبرى چون شما انتظار نداريم . خداحافظتان بسمه تعالى ، حكم همان است كه در رساله ذكر شده است و ملكيت در اسلام محترم است و هر كس خلاف بگويد مورد تأييد نيست .