السيد الخميني
271
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى )
يا دو ماه اجاره را به 2800 تومان رسانديم و بعد با تقاضاى مجدّد ايشان به 000 / 3 تومان رسانديم . 3 . بعد از مدت فوق كه خانهء اجارهاى پيدا مىشد ، فشار صاحبخانه بر اضافه كردن كرايهء اجاره خانه بيشتر مىشد و حقير هم كه 40527 ريال حقوق مىگيرم و برادرم هم 8 ماه از سال را با حق التدريس متفاوت و اندك از آموزش و پرورش كمك خرج هستند ، توان موافقت با تقاضاى ايشان را نداشتيم . 4 . وقتى صاحبخانه با عدم اضافهء كرايه از جانب بنده روبهرو شد تقاضاى تخليه كرده ، اينجانب هم از فروردين سال 1360 تا كنون به هر كس كه مىشناختم سفارش كردم و معاملات ملكىها كه هم تحويلم نمىگيرند و به خود صاحبخانه هم گفتهام هر آنكه منزلى به همين اندازه و با همين قيمت پيدا كنند ، بلافاصله تخليه خواهيم كرد . اما متأسفانه موفق نشدم و با رقمهاى سرسامآورى روبهرو شدم . 5 . اكنون اينجانب صاحب همسر و فرزندى هستم و برادرم هم فرزندى دارد و خودتان قضاوت كنيد در اين فضا ، دو عروس و مادر شوهر ، مجموعاً هفت نفر ، با چه مشكلاتى زندگى مىكنند و هيچ كس صداى ما را نشنيده و حالا صاحبخانه به علت انقضاى مدت اجاره ، تقاضاى تخليه كرده كه دادگاه جلسه را با رضايت صاحبخانه براى 21 / 7 / 1361 تمديد كرد و به بنده گفته كه از نظر شرع ، غاصب محسوب مىشوم و بايد تخليه كنم . بسيار متشكر مىشوم با توجه به موارد و شرايط فوق ، در صورتى كه غاصب هستم بنده را روشن كنيد تا بلافاصله شاهد تخليهء خانهام باشم و مانند هر جنگزدهء ديگر ، خدايم اكبر است و راضى به رضاى خدايم و در صورتى كه چنين نيست ، بر من چه تكليفى هست ؟ ضمناً جهت اطلاع از حال صاحبخانه متذكر مىشوم : ايشان زنى هستند در حدود 50 سال سن كه شوهر دارند و شوهرش در سيد خندان منزل دارند و زن