السيد الخميني
221
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى )
جهان ، امام خمينى ، ادام اللَّه ظله على رؤوس الانام 1 . شخصى در محلى به دنيا آمده است كه تبليغات اسلامى در آن محل و اطراف ، بسيار كم بلكه در حد صفر بوده است . از سوى ديگر ، اين شخص داراى پدر و مادر بىسواد و عوام بوده است . حدود دوازده سال در اين محل نشو و نما كرده است و به اندازهء خواندن قرآن و مقدار كمى سواد فارسى در پيش شخصى كه مكتبدار بوده است سواد آموخته است . در سن حدود سيزده سالگى بعد از ازدست دادن پدر به محل ديگرى نقل مكان داده و در آنجا مشغول زندگى بوده است ؛ اين قريه هم از طرفى تبليغات اسلامى به طور وسيعى نداشته است ، گرچه فاقد تبليغات اسلامى نبوده است و از طرف ديگر ، اين نوجوان چون در گذشته تربيت خانوادگى و يا اسلامى نداشته است و در عالم نادانى به سر مىبرده است فقط از پدر و مادرش و از محيط زندگىاش وجوب روزه و نماز را مىدانسته ولى در عين حال ، نسبت به نماز كاهلى مىكرده اما روزه را دقيقاً مىگرفته است ولى از آنجا كه در نادانى بهسر مىبرده است ، شرايط اين دو عبادت بزرگ را نمىدانسته است ؛ مثلًا اصلًا متوجه نبوده كه انسان با موجبات جنابت ، جنب مىشود ؛ اتفاقاً موجبات جنابت برايش پيش آمده ، چون نمىدانسته است ، بدون تفاوت و با همان حال ، مدت پنج سال روزه گرفته و نماز خوانده است و بعد از اين مدت به مسأله متوجه شده و دانسته كه واجب بوده غسل كند ولى از روى ندانستن مسأله ، انجام نداده است و با همان حال عبادت كرده است ؛ آيا اين شخص ، جاهل قاصر است و روزه و نمازهايى كه انجام داده قضا ندارد و يا جاهل مقصر است ؟ و چه وظيفه خواهد داشت ؟ بسمه تعالى ، در فرض مرقوم ، روزهها صحيح است ولى نمازها را بايد قضا كند . 2 . شخصى به عنوان بسيج و داوطلب به جهاد با كفر جهانى به جبهه قدم گذاشته و شربت شهادت را نوش جان كرده ، وصيت كرده است كه شش ماه برايش نماز قضا بهجا آورند ، رفيق اين شهيد مىگويد : من از اين شهيد در حين وصيت پرسيدم اين نماز چه نمازى است كه وصيت مىنمايى ؟ گفت : در