السيد الخميني

463

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

ج : با وعدهء جلب رضايت طفل بعد از بلوغ بدهى ديه و تكليف از طرف ساقط نمىشود ، لكن اگر ولىّ ما في الذّمهء طرف مقابل را براى طفل ضامن شود كفايت مىكند . س 4 - هرگاه جرح خطأى محض با عناوين مختلف ( حارصه ، داميه ، متلاحمه ، سمحاق ، موضحه ، هاشمه ، منقله ، مأمومه و دامغه ) « * » در سر و صورت و يا ديگر اعضاء بدن با علم قاضى ثابت شود ، آيا ديه بر عاقله است يا بر جانى ؟ ج - در موضحه ، هاشمه ، منقله ، مأمومه ، دامغه در مواردى كه در صورت ثبوت با بيّنه ديه بر عاقله است ، اگر در آن موارد با علم قاضى ثابت شود ديه بر عاقله خواهد بود . س 5 - هرگاه در پا و يا دست انسان از دو محلّ جداگانه استخوان بشكند ، آيا شكستگى يكى به حساب مىآيد يا به تعداد هر شكستگى در محلهاى جداگانه شكستگى ديگرى محسوب مىشود ؟

--> * - حارصه : خراش پوست ، بدون آنكه خون جارى شود - ديهء آن يك شتر . داميه : خراشى كه از پوست بگذرد و مقدار اندكى وارد گوشت شود و همراه با جريان خون ( كم يا زياد ) باشد - ديهء آن دو شتر . متلاحمه : جراحتى كه موجب بريدگى عميق گوشت شود لكن به پوست نازك روى استخوان نرسد - ديهء آن سه شتر . سمحاق : جراحتى كه از گوشت بگذرد و پوست نازك روى استخوان برسد - ديهء آن چهار شتر . موضحه : جراحتى كه از گوشت بگذرد و پوست نازك روى استخوان را كنار زده و سفيدى استخوان را آشكار كرده - ديهء آن پنج شتر . هاشمه : عملى كه استخوان را بشكند گرچه جراحتى را توليد نكرده باشد - ديهء آن ده شتر . منقله : جراحتى كه درمان آن جز با جابجا كردن استخوان ميسّر نباشد - ديهء آن پانزده شتر . مأمومه : جراحتى كه به كيسه مغز برسد - ثلث ديه كامل و يا 33 شتر ديه دارد . دامغه : جراحتى كه كيسه مغز را پاره كند - غير از ثلث ديه كامل ، أرش بر او افزوده مىگردد . تحرير الوسيلهء با ترجمه ، ج 4 ، ص 423 - 424 .