السيد الخميني

394

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

همسر من به او مىرسد و سهم دخترم كه او نيز مرده به من مىرسد ( در خصوص هبه سند و شاهدى نيست ) . وصىّ مىگويد ميّت ذى اليد بوده و قول ذى اليد معتبر است ، زوجهء شما حقّ خويش را تا زنده بود از مادر بزرگش مطالبه نكرد ، و ادّعاى شما كه داماد هستى ادّعاى بر ميّت بوده و پذيرفته نيست ، بنابراين : 1 - آيا اين هبهء بدون سند و شاهد چه حكمى دارد ؟ 2 - ذى اليد بودن ميّت در اين خصوص اعتبار دارد يا خير ؟ 3 - ادّعاى داماد حقّ است يا باطل ؟ 4 - متصرّف شدن خواهران حصّه‌شان را بعد از فوت مادرشان ، دليل إثبات ادّعاى داماد در خصوص حصّهء زوجه‌اش مىشود يا خير ؟ ج - تا به طريق شرعى إثبات نشود كه دختر متوفّى حقّ الإرث خود را به مادر هبه كرده است هبه ثابت نمىشود ، و حقّ دختر مذكور به وارث او مىرسد . س 50 - شوهرم از اين جانب فرزندى نداشته ، زن ديگرى را در خارج صيغه كرده و از او پسرى به وجود مىآيد . پدر اسم فرزند را در شناسنامهء خود قيد و به فرزندى او إقرار مىنمايد . منتهى در شناسنامهء اين پسر ( فرزند ) براى احترام من اسم مادر اصلى را ننوشته و اسم اين جانب را مىنويسند ، پسر مرا مادرش خطاب مىكند . رهبر مستضعفين ! در تحرير الوسيلهء با ترجمه ، جلد 3 ، صفحهء 92 ، كتاب إقرار ، مسأله 17 إقرار پدر را نسبت به فرزند در صورتى نافذ دانسته‌ايد كه منازعى نداشته باشد ، اكنون پاسخ كميته را مرحمت فرمائيد كه منظور از كلمهء « منازع » آيا اين است كه كسى ديگر مدّعى فرزندى پسر شود و بگويد من پدر او هستم ؟ يا آنكه منظور از كلمهء « منازع » اين است كه هر شخصى مىتواند