السيد الخميني

322

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

س : 30 - شخصى زوجهء عقيم و غير يائسهء خودش را پس از هفت ماه حدّ تربّص و عدم مواقعه به موجب حكم دادگاه مدنى خاصّ طلاق غيابى داده است . بعدا زوجه ادّعاء كرده كه در روز إجراء صيغهء طلاق حائض بوده است . ولى زوج اين ادّعاء را تكذيب مىنمايد . با فرض صحّت ادّعاء زوجه و با توجّه به عقيم بودن او و تربّص هفت‌ماهه آيا اين طلاق شرعا صحيح است يا باطل ؟ ج - طلاق در أيّام عادت زن باطل است ، ولى به مجرّد ادّعاء زن بعد از وقوع طلاق حكم به بطلان طلاق نمىشود ، مگر زن دعواى خود را به وجه شرعى إثبات نمايد . س 31 - شوهر عمهء اين جانب چون داراى همسر ديگرى بوده به او توجّهى نداشته ، يك بار در جواب ما ( كه به او مىگفتيم : سرى به ايشان بزنيد و خبرى هم از او بگيريد ) گفت او را طلاق داده‌ام ، و شاهد بر اين مطلب موجود است ، و فعلا كه عمّه‌ام فوت كرده همين شوهر ( كه در تلفن مىگفت او را طلاق داده‌ام ) آمده و ادّعاى إرث مىكند ؛ چون قانونا در محضر او را طلاق نگفته كه طلاق رسمى باشد ، لطفا حكم اللّه را بيان فرمائيد ؟ ج - تا به وجه شرعى طلاق ثابت نشود و إقرار شوهر بر طلاق محرز نگردد شوهر حقّ إرث دارد ، و اگر ثابت شود كه إقرار بر طلاق نموده بر طبق ظاهر إقرارش ممنوع از إرث زوجه مىشود .