السيد الخميني
186
استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )
س : 26 - در بلاد كشمير مرسوم است كه براى ازدواج يك ورقه به نام وكالتنامه مىنويسند ، و بر آن اسم ناكح و منكوح و وجه مهريّه و اسم وكيل عقد را درج مىكنند ، و از منكوح و ناكح امضاء مىگيرند ، و چند شهود امضاء نموده نزد وكيل مىبرند ، و او صيغهء عقد را جارى مىكند . در يك وكالتنامه وجه مهريّه مثلا يك هزار و چهار صد و يك روپيه نوشته شده ولى براى شهود و منكوحه چهارده هزار و يك روپيه خوانده شد ، و چون منكوحه سواد نداشته مهريّهء مقرّره را كه شنيده امضاء نموده ، و وكيل هم صيغه را از روى نوشتهاى كه كمتر از مقرّرهء لسانى بوده جارى نموده ، و چون دختر از اين ماجرا مطّلع شده ، منكر ازدواج گرديده است . بيان فرمائيد شرعا تكليف چيست ؟ آيا صيغهء عقد صحيح است يا خير ؟ و آيا اين دختر احتياج به طلاق دارد يا نه ؟ ج - عقد صحيح است ، و اگر مهر مورد توافق طرفين نبوده و زن آن را اجازه نكند مهر المثل ثابت مىشود . س 27 - اگر مردى با زنى ازدواج كند كه باكره باشد ، ولى قبل از نزديكى زن مقدارى مال ( كه قبلا از طرف شوهر به وى بخشيده شده ) و مهريّهء خود را به شوهر ببخشد تا شوهر وى را طلاق بدهد - و شوهر غير از نزديكى لذّتهاى ديگر از او برده باشد - اگر شوهر بعد از گرفتن آن مال و ندادن مهريّه زن را طلاق بدهد آيا زن مىتواند بعد از عدّهء طلاق ، مهريّهء خود را از شوهر طلب كند ؟ اگر مرد غائب باشد و يا اگر مالى نداشته باشد چطور ؟ اگر زن با مرد ديگر ازدواج كند چطور ؟ خواه نزديكى كند يا فقط به عقد وى درآيد ؟ ج - با فرض اينكه زن مهريّهء خود را بخشيده حقّ مطالبهء آن را ندارد .