السيد الخميني

142

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

س : 160 - شوهر زنى مدّت چند سال مفقود الأثر بوده ، زن به دادگاه طاغوت مراجعه نموده و از طرف دادگاه حكم طلاق وى صادر شده و به حكم دادگاه طلاق داده شده ، بعدا با مردى ازدواج كرده و از او چند فرزند پيدا كرده ، حال پس از ده سال شوهر أوّلش پيدا شده و آمده ، آيا طلاقى كه در آن زمان داده شده و دادگاه آن زمان چنين حكمى صادر كرده صحيح است يا نه ؟ ج - طلاق اگر زير نظر حاكم شرع به ترتيبى كه در طلاق زوجهء غائب مقرّر است انجام نگرفته باطل است ، و زوجيّت سابق به قوّت خود باقى است . س 161 - زنى شوهرى اختيار كرده كه أهل پاكستان بوده و در ايران زندگى مىكرده ، و چون ازدواج قبل از تصويب قانون حمايت خانواده بوده در ضمن عقد خارج لازم وكالت براى طلاق نگرفته ، و اكنون بيش از ده سال است كه شوهر او به ايران نيامده و نفقهء زوجه را هم نداده است . دادگسترى ايران براى اين زن گواهى « عدم إمكان سازش » صادر نموده است . اكنون با توجّه به اينكه زوج رضايت به طلاق اين زن ندارد حكم شرعى اين زن را در صحّت طلاق و عدم صحّت بيان فرمائيد ؟ ج - اختيار طلاق با شوهر است . س 162 - زنانى كه شوهرانشان در كشور عراق زندگى مىكنند اگر از دادگاه مدنى خاصّ جمهورى اسلامى ايران تقاضاى طلاق خلع نمايند ، با توجّه به اينكه ( به لحاظ جنگ تحميلى و قطع روابط ايران و عراق ) براى دادگاه مقدور نيست تقاضاى زوجه را به اطّلاع زوج رسانيده تا از نظر زوج آگاه گردد ، آيا دادگاه مىتواند بدون اطّلاع شوهر و از باب قاعدهء « لا ضرر » و قاعدهء « لا حرج » زوجه را مطلّقه سازد ؟