السيد الخميني

135

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

پس از تحقيق لازم با مرد مذكور ازدواج مىكند . سپس إزالهء بكارت به واسطهء عمل زناشوئى انجام مىگيرد . بعد معلوم مىشود كه مرد زن و بچّه دارد . با توجّه به اينكه چنانچه دختر مىدانست كه آن مرد معيل است با وى ازدواج نمىكرد و با در نظر گرفتن اين جريان : 1 - آيا عدم شرط ارتكازى موجب فسخ عقد مىشود ؟ 2 - آيا زن مىتواند با همان لحاظ تقاضاى طلاق كند ؟ 3 - بر فرض عدم جواز فسخ آيا زن مىتواند دفعة واحدة تقاضاى كلّ مهريّه را بنمايد ؟ 4 - آيا اين عمل از ناحيهء مرد موجب تعزير نيست ؟ ج - زن حقّ فسخ ندارد و نمىتواند مرد را به طلاق إجبار كند ، ولى مىتواند تمام مهريّهء خود را به قرارى كه در عقد ذكر شده مطالبه نمايد ، و چيزى بر مرد نيست مگر آنكه تدليس كرده باشد ، كه در اين صورت حاكم شرع مىتواند او را مؤاخذه كند . ناپديد شدن شوهر س : 147 - شخصى كه مدّت نه سال است كه خانوادهء خود را ترك كرده و شش سال است مفقود الأثر است و كسى او را نديده داراى پنج فرزند مىباشد ، يكى از فرزندان او دختر است كه موقع ازدواج وى مىباشد و جدّ پدرى هم ندارد ( فقط مادر ، آنان را سرپرستى نموده و بزرگ كرده است ) آيا دختر نامبرده