السيد الخميني

60

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )

صوريه و اخلاق نفسيه ، مقدّمهء معارف الهيه است ، و آنها نيز مقدّمهء حقيقت توحيد و تفريد است كه غاية القصواى سير انسانى و مُنتهَى النهايهء سلوك عرفانى است . پس هدايت به ملكوت اعلى و از آن‌جا به باطن اسماء و از آن‌جا به حضرت هويت ، بىمرآت كثرت حاصل نشود الّا به شناختن جنود عقل و جهل . « قالَ سَماعَةُ : فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِداكَ لا نَعْرِفُ إلّاما عَرَّفْتَنا » . سماعه گفت : فدايت شويم ، ما نشناسيم مگر آنچه تو به ما معرّفى فرمايى . بدان‌كه معرفت عقل و جهل و جنود آنها از مختصّات علوم غيبيهء الهيه و معارف حقّيهء باطنيه است كه معرفت آنها به جميع شؤون و تمام مدارج و مراتب و همهء اسرار و حقايق ، ميسور و ميسّر نشود مگر از براى اصحاب ولايت و ايقان و اوحدىّ از ارباب معارف و ايمان كه به نور معرفت و قدم سلوك از جلباب بشريت خارج و حجب عوالم مُلك و ملكوت را خرق نموده ، به مبادى وجود و مصادر غيب و شهود رسيده ، و به مشاهده حضوريه ، عوالم غيب را دريافته باشند ؛ و اين جز براى كُمَّل رخ ندهد . و بايد دانست كه نسبت ما بين مشاهدهء حضوريه ، كه حقيقة العرفان است ، با علوم كلّيهء الهيه - كه شعبه‌اى از آن ، حكمت الهيه و شعبه‌اى از آن ، علم العرفان است - چون نسبت ما بين خيال و رؤيت و وهم و رؤيا است ؛ و چنانچه رؤيت بصرى در بيدارى و رؤياى در عالم خواب ، مشاهده با عين ظاهر و باطن است به طريق جزئيت و شخصيت ، به خلاف وهم و خيال ، كه رؤيت نقشه و دورنماى شىء است ، همين‌طور مشاهدات حضوريه ، كه حقايق و سراير عرفان است ،