السيد الخميني

56

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )

قافلهء كاملان باز مانده و به ناقصان و اشقيا ملحق شده و راه چاره‌اى ندارد و جبرانى براى نقايص او نيست . امروز تا در حجاب عالم طبيعت و غلاف نشئهء مُلكيم ، نمىتوانيم تصوّر آن عالم و اوضاع و احوال آن را بنماييم . حقايق رايجه‌اى كه در غيب اين عالم است و حق تعالى به لسان كتب آسمانى و لسان انبياء معظّم و اولياء مكرّم - عليهم السلام - براى ما بيان فرموده ، به نظر ما از يقينيات نيست ، و اگر صورتاً اظهار ايمان به آنها كنيم يا فرضاً اعتقاد عقلى نيز به آنها داشته باشيم از روى برهان و تعبّد به قول اولياء و علماء ، ايمان قلبى - كه ميزان كمال انسانى است - به آنها ، فى الحقيقه ، نداريم و با پاى استدلالى چوبى « 1 » مىخواهيم اين راه پرپيچ و خم و طريق پرخطر را طى كنيم ، و با اين عِدّه و عُدّه به مقصد نمىرسيم و از رهروانِ منزل عشق بازمىمانيم . و در آخرِ اين حديث شريف ، كه ما در صدد شرح آن هستيم ، اشاره‌اى به بعض آنچه در اين چند ورق نموديم ، فرموده ، آن‌جا كه فرمايد : « فَلا تَجْتَمِعُ هذِهِ الْخِصالُ كُلُّها مِنْ أجْنادِ الْعَقْلِ إلّافِي نَبِيٍّ أوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ أوْ مُؤْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلإيْمانِ ، وَأمّا سائِرُ ذلِكَ مِنْ مَوالِينا فَإنَّ أحَدَهُمْ لايَخْلُو مِنْ أنْ يَكُونَ فِيهِ بَعْضُ هذِهِ الْجُنُودِ حَتّى يَسْتَكْمِلَ وَيَنْقى مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ ، فَعِنْدَ ذلِكَ يَكُونُ فِي الدَّرَجَةِ الْعُلْيا مَعَ الْأنْبِياءِ وَالْأوْصِياءِ » . از اين حديث شريف ، معلوم شود كه : مؤمنينى كه قلب‌هاى آنها مصفّى و

--> ( 1 ) - اين تعبير ، مُتَّخذ است از اين بيت مثنوى معنوى : « پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين ، سخت بىتمكين بود » ( مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، ص 96 ، بيت 2128 )